تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
غريزه غضب براى انتقام و آرامش يافتن از درد خشم آفريده شده و لذت آن ناگزير در غلبه و انتقام است ، و غريزه شهوت براى تحصيل غذائى كه برپائى بدن به آن است ، پس ناچار لذت آن در رسيدن به غذاست ، و همچنين لذت سامعه و باصره و شامّه در شنيدن و ديدن و بوئيدن ، و قوه عقل كه آن را بصيرت درونى گويند براى آن آفريده شده كه بدان وسيله حقايق اشياء فرا گرفته شوند ، پس لذت آن در علم و معرفت است . و چون علم منتهاى كمال و اخصّ صفات ربوبى است ، قويترين لذات و ابتهاجات خواهد بود . و از اين جهت هر گاه كسى به هوشمندى و دانائى و كثرت علم ستايش شود طبع وى به نشاط و سرور مىآيد زيرا هنگام شنيدن ستايش و ثنا به كمال ذات و جمال علم خود پى مىبرد و خود آگاه مىشود ، پس بر خود مىبالد و لذت مىيابد . تحقيق : ادراك و نيلى كه كمال است بجز علم نيست ، و ديگر ادراكات - يعنى رسيدن به غلبه و غذا و شنيدن و ديدن و بوئيدن - از كمالات شمرده نمىشود . و لذت همه شيرينيها يكى نيست ، پس لذت علم كشاورزى و خياطى و بافندگى مانند لذت علم سياست كشور و تدبير امور مردم نيست ، و نه لذت علم نحو و شعر و تاريخ مانند لذت علم به خدا و به صفات او و فرشتگان و ملكوت آسمانها و زمين است ، بلكه لذت علم به قدر شرف آن علم است ، و شرف هر علمى به قدر شرف معلوم است . پس اگر در معلومات چيزى باشد شريفتر و عظيمتر و با جلالتر و با كمالتر ، علم به آن لذت آورتر و شريفتر و كاملتر و خوشتر خواهد بود . و در جهان هستى هيچ چيز برتر و شريفتر و با جمالتر و با كمالتر از خالق و قيّوم همه اشياء و مكمّل و مربّى آنها ، و پديد آرنده و برگرداننده آنها ، و مدير و مدبّر آنها نيست ، و چگونه تصوّر مىشود كه احدى در ملك و كمال و عظمت و جلال و قدرت و جمال و كبرياء و بهاء عظيمتر باشد از كسى كه ذات او در صفات كمال و اوصاف جلال تامّ فوق تمام است ، و قدرت و عظمت و ملك و علم او نامتناهى است . پس اگر در اين شكَّى ندارى ، نبايد در اين شك كنى كه لذت معرفت به او براى كسى كه بصيرت باطنى و نيروى معرفت دارد قويتر از ديگر لذات است . زيرا لذات نوعا مختلفند ، مانند تفاوت لذت آميزش و لذت شنيدن ، و لذت معرفت و لذت رياست . و لذاتى كه از يك نوعند