تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
فصل 40 معرفت خدا از ديگر لذّات قويتر است دانستى كه محبّت ميل و گرايش به چيزى است كه ادراك آن لذت آور و سازگار با طبع باشد و يا ابتهاج و شادمانى به ادراك ملايم و رسيدن به آن است ، و لذت همان ادراك ملايم و سازگار باطبع و رسيدن به آن است . و اين ادراك اگر متعلق به قوه عاقله باشد - يعنى اگر ادراك كننده قوه عاقله باشد - از آن به علم و معرفت تعبير مىشود ، و دانستى كه آن قويتر و شديدتر و شريفتر از ادراكات حسّى است كه عبارتند از : ديدن و شنيدن و چشيدن و بوئيدن و بساويدن ( لمس كردن ) . امّا اين ادراك - يعنى علم و معرفت - از جهت شرافت و كمال به حسب شرافت مدرك ، يعنى معلوم ، مختلف و متفاوت است ، پس هر قدر مدرك بزرگوارتر و شريفتر باشد ادراك - يعنى معرفت به آن - عظيمتر و برتر خواهد بود . و شكَّى نيست كه واجب - سبحانه - اشرف و اعلى و اجلّ موجودات است ، پس معرفت به او بالاترين و شريفترين معرفتهاست ، و از اينجا ثابت مىشود كه : بزرگترين و برترين لذتها معرفت خداى تعالى و نظر به وجه كريم اوست ، و متصوّر نيست كه كسى لذت ديگرى را بر آن برگزيند مگر آنكه از اين لذت محروم باشد . بيان مطلب به نحو روشنتر اين است كه : لذات تابع ادراكاتند ، و انسان جامع قوا و غرايز چندى است ، و براى هر قوّه و غريزه اى لذتى است ، و لذّت آن عبارت است از رسيدن و ادراك آن قوه به مقتضاى طبع خود ( كه براى آن آفريده شده ) ،