نهاده اى ، و رضاى خود را به او ارزانى داشته اى ، و از دورى و هجر خود او را پناه داده اى « . . . و مىگويد : » و دل او را سرگشته اراده خود ساخته اى ، و براى مشاهده خود بر گزيده اى ، و روى او را براى خويش خلوت كرده اى ، و دل او را براى دوستى خود خالى و فارغ نموده اى « . . . آنگاه عرض مىكند : » خدايا ما را از كسانى قرار ده كه شيوه آنان نشاط و شادمانى و شوق و آرزومندى به تست ، و خوى و عادتشان آه و ناله در درگاه تو ، و رويهايشان در برابر عظمت تو در سجده ، و چشمهاشان در خدمت تو بيدار ، و اشكهاشان از خوف و خشيت تو بر رخسارشان روان ، و دلهاشان به دوستى تو بسته ، و قلوب آنان از بزرگى و هيبت تو از جاى كنده ، اى كسى كه انوار پاك او روشنى بخش ديده دوستداران اوست ، و پرتو نور جمالش مشتاق دلهاى بندگان شناساى اوست اى منتهاى آرزوى دل مشتاقان ، و اى غايت خواهش دوستان از تو دوستى تو و دوستى دوستان تو و دوستى هر عملى را كه مرا به تو نزديكتر سازد خواستارم ، و اين را كه تو را از غير تو دوستتر دارم « . و در مناجاتى ديگر عرض مىكند : « خدايا انديشه هاى الهام ياد تو بر دلها چه لذت بخش است ، و پيمودن راههاى پنهانى به سوى تو چه شيرين است ، و طعم دوستى تو چه خوش است ، و نوشيدن جام قرب تو چه گواراست » . و نيز عرض مىكند : « سوزش دلم را خنك نمىسازد مرگ وصال تو ، و آتش سينهام را خاموش نمىكند جز ديدار تو ، و شوقم را فرو نمىنشاند مگر لقاى تو ، و اضطرابم آرام نمىگيرد مگر در جوار تو ، و اندوهم را بر طرف نمىسازد مگر لطف تو ، و بيمارىام را شفا نمىبخشد مگر دواى تو ، و غمم را زايل نمىكند مگر قرب آستان تو ، و جراحتم بهبود نمىيابد مگر با مرهم عنايت تو ، و زنگار دلم را نمىزدايد مگر صيقل عفو تو ، و وسواس سينهام را از ميان نمىبرد مگر فرمان تو » ( 1 ) . و حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « دوستى خدا هر گاه بر دل مؤمن بتابد او را از هر شغلى و از هر يادى بجز خدا خالى مىسازد ، دوست خدا در نهانخانه دل خويش خالصترين مردمان است براى خدا ، و راستگوترين مردم ، و وفا كننده ترين ايشان
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٩٥
هامش
( 1 ) بخشهاى مناجات انجيليه و مناجات ديگر را با « بحار » : باب ادعيه مناجات : ج 19 - 107 - 114 ، چاپ امين الضرب ، تصحيح كرديم . .