كه تو را چنان دوست مىدارم كه شيرينى محبّت تو در دلم جاى گرفته ، و جانم به مژده آن انس يافته ، و در مقام عدل داوريهايت محال است كه اسباب رحمت خود را از دلبستگان محبّت خويش باز دارى « . . . و در مناجات ديگرى مىگويد :
« خداوندا ما را از كسانى قرار ده كه درختان شوق تو را در بستانهاى سينه هايشان پيرايه خود ساختند ، و بىآرامى و سوز محبّت تو را در جايگاه دل خويش پذيرا شدند » . . . سپس عرض مىكند : « خدايا ما را به آن بندگان خود بپوند كه در پيشى - گرفتن به سوى تو شتابانند و در رحمت تو را بر دوام مىكوبند ، و شب و روز تو را پرستش مىكنند ، و از هيبت تو ترسانند ، كسانى كه آبشخور آنان را صافى ساخته اى ، و ايشان را به عطاهاى مرغوب رسانده اى ، و آنان را در آرزوها و خواهشهاى خويش پيروز و كامياب گردانيده اى ، و از عنايت وصل خويش حاجات ايشان را بر آورده اى ، و دلهاى آنان را از نور محبّت خود آكنده ساخته و از شراب صاف محبّت خود سيراب گردانيده اى ، پس به لطف و رحمت تو به لذت مناجات و راز گفتن با تو رسيدند ، و از عنايت تو به بالاترين مقاصد خويش دست يافتند » . . . سپس مىگويد :
« نهايت همّت و انديشه من توئى ، و غايت رغبت من به سوى تست ، مراد و مقصد من تنها توئى ، و بيدارى و خواب من براى تست ، ديدار تو روشنى چشم من ، و وصال تو آرزوى دل من ، و به سوى تو اشتياق من ، و دوستى تو مايه حيرانى من ، و عشق تو آرزوى من ، و رضاى تو خواست من ، و ديدن تو حاجت من ، و جوار تو مطلوب من ، و نزديكى آستان تو غايت درخواست من ، و در مناجات تو روح و راحت من ، و دواى درد من و شفاى بيمارى من و خنكى سوزش دل من و بر طرف كردن اندوه من در دست تست » . سپس عرض مىكند : « خدايا مرا از خود نااميد مكن ، و مرا از درگاه خود مران ، اى نعيم و بهشت من اى دنيا و آخرت من » و در مناجاتى ديگر عرض مىكند : « اى خداى من كيست كه شيرينى محبّت تو را چشيده و غير تو را دوست گرفته ، و كيست كه به قرب تو انس يافته و روى به ديگرى آورده ، خدايا مرا از كسانى قرار ده كه براى قرب و دوستى خود برگزيده اى ، و او را براى مودّت و محبّت خود خالص نموده اى ، و به لقاء خود مشتاق ساخته اى ، و به قضاى خود خشنود گردانيده اى ، و به ديدار خود بر او منّت
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٩٤