تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بدون اينكه صورت محسوس آنان را ديده باشند يا بهره اى از ايشان برده باشند ، بلكه هر كه برخى از خصلتهاى نيك و صفات كمال وى را حكايت كند دوستى او بر دلها چيره مىشود ، با اينكه وى را مشاهده نكرده‌اند و خير و احسان او به آنان نرسيده و نخواهد رسيد . و هر كه بصيرت درونيش از حواس ظاهر قويتر باشد ، و نور عقل بر او غالبتر از آثار حيوانى باشد ، محبّت او به معانى باطنى بيش از محبّت او به معانى ظاهرى خواهد بود ، و چقدر فرق و تفاوت هست بين كسى كه نقش بر ديوار را براى زيبائى صورت دوست دارد و كسى كه سرور رسولان صلَّى اللَّه عليه و آله را براى جمال صورت باطنى او دوست دارد . پنجم - دوستى ميان دو نفر كه مناسبت پنهانى ، يا همانندى و مجانست معنوى ، با يكديگر دارند . چه بسا دو شخص يكديگر را بسيار دوست مىدارند بدون ملاحظه جمالى يا طمع در جاه و مالى بلكه به مجرّد مناسبت ارواحشان ، چنان كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « الارواح جنود مجنّدة ، فما تعارف منها ائتلف و ما تناكر منها اختلف » « ارواح مانند سپاهيان منظَّماند ، روحهاى آشنا با يكديگر الفت گيرند و روحهاى نا آشنا و بيگانه در اختلافند » . ششم - دوستى با ديگرى كه در ميان آنان در بعضى جاها الفت و اجتماع حاصل شده ، بخصوص وقتى كه آن جاها بيگانه باشد ، مانند كشتىها و سفرهاى دور . و سبب آن اين است كه : سرشت افراد آدمى بر انس گرفتن با يكديگر و ملاقات و اجتماع نهاده شده ، و براى همين مؤانست كه در طبيعت انسان قرار دارد انسان ناميده شده ، كه مشتق از انس است نه نسيان - چنان كه بعضى گمان كرده‌اند - و انس گرفتن با يكديگر از دوستى جدا و منفك نيست . و بسا هست كه مؤانست و محبّت ميان همشهريان يا ميان آنها و اهل ديگر آبادىها ، يا ميان اهل شهرهاى دور و جاهاى مختلف حاصل شود . و اين يكى از حكمتها و اسرار امر به نماز جمعه و جماعت و نماز عيد فطر و عيد قربان ، و حج است كه باعث اجتماع عموم مردم در يك جايگاه است . هفتم - دوستى آدمى با كسى كه در وصف ظاهر با او همانند است ، مانند