تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
از اين جهت كه وسيله براى محبوب لذاته‌اند : در اين صورت فرق به تفاوت مرتبه بر مىگردد ، و همه بر مىگردد به اينكه انسان خود را دوست دارد ، پس كسى كه نيكوكار را براى احسان او دوست دارد ، در حقيقت خود او را دوست ندارد ، بلكه احسان او را دوست دارد ، و اگر احسانش زايل شود محبّت او نيز زوال مىپذيرد با اينكه خود او هست . و اگر احسان كم شود محبّت كم مىشود و اگر احسان زياد شود محبّت نيز افزون مىگردد و خلاصه افزايش و كاهش محبّت به حسب افزايش و كاهش احسان راه مىيابد . چهارم - آنكه كسى چيزى را براى ذات آن دوست داشته باشد ، نه براى بهره و لذتى كه از غير ذات آن عايد مىشود ، بلكه ذاتش عين بهره و لذتش مىباشد ، و اين محبّت حقيقى است كه اعتماد به آن مىشايد ، مانند دوستى زيبائى و حسن ، كه هر جمالى بهنگام ادراك محبوب است ، و اين براى خود جمال است ، زيرا ادراك زيبائى عين لذت است و لذت لذاته محبوب است نه براى غير آن . و مپندار كه دوستى صورتهاى زيبا جز براى برآوردن شهوت نيست ، كه بر آوردن شهوت لذّتى است حيوانى ، امّا گاهى انسان صورتهاى زيبا را براى خود آنها دوست دارد ، و ادراك خود زيبائى لذت روحانى است كه لذاته محبوب است . و شكَّى نيست كه دوستى صورتهاى زيبا به جهت او نكوهيده است و به جهت دوم ستوده و پسنديده ، و عشقى كه براى بعضى از مردم از ستودن و نيكو شمردن چهره هاى زيبا پديد مىآيد اگر سبب آن لذت شهوت حيوانى باشد ناپسند و مذموم است ، و اگر سبب آن ابتهاج و نشاط روحانى و مجرّد ادراك جمال باشد پسنديده و ممدوح است ، و چون سبب اين عشق پوشيده و مشتبه و مشكوك است عاقلان در مدح و ذمّ آن اختلاف كرده‌اند . و چگونه دوستى صورتهاى زيبا براى خود جمال بدون قصدى ديگر ناروا باشد ، با اينكه سبزه و آب روان محبوبند نه براى اينكه آدمى سبزه را بخورد و آب را بياشامد ، يا غير از ديدن و تماشا بهره اى ديگر از آنها ببرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از ديدن سبزه و آب روان به شگفتى و شكفتگى مىآمد ، و هر طبع پاك سليمى از تماشاى شكوفه ها و گلها و پرندگان خوشرنگ لذت مىيابد ، حتى انسان غمهاى خود را به مجرّد تماشاى آنها و بدون قصد لذتى ديگر از آنها ، تسلَّى مىدهد .