تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ميل كودك به كودك براى كودكى وى و پير به پير براى پيرى وى و تاجر به تاجر براى تجارت وى ، و همينطور . . . كه هر شخصى به كسى مايل است كه در وصف و صنعت و شغل و پيشه با او همانند و يكسان باشد . بنابر اين سبب جمع شدنشان اشتراك در آن وصف و صنعت است . هشتم - دوستى هر سبب و علَّتى نسبت به مسبّب و معلول خود و بالعكس ، زيرا چون معلول نمونه اى است از علت ، و از او تراوش كرده و جارى و روان شده ، و با او مناسبت دارد و از جنس و سنخ اوست ، پس علَّت معلول خود را دوست دارد زيرا فرع اوست و به منزله بعضى از اجزاء اوست كه پيچيده در اوست ، و معلول علَّت خود را دوست دارد زيرا آن را اصل خود و به منزله كل خود مىبيند كه حاوى و شامل اوست ، پس گوئى هر يك از آن دو در محبّت ديگرى خود را دوست دارد . امّا سبب اگر علَّت حقيقى در ايجاد باشد ، اين سببيّت و عليّيّت در حصول دوستى و اتحاد قويتر از علَّت معدّه [ 1 ] است . پس قويترين اقسام دوستى محبّتى است كه خداوند واجب - سبحانه - نسبت به بندگان خود دارد ، و بعد از آن محبّتى است كه بندگان شناسا و با معرفت او نسبت به او - سبحانه - دارند ، كه محبّت ايشان نسبت به او از اين حيث است كه او ايجاد كننده و بيرون آورنده آنان از عدم صرف به وجود است ، و عطا كننده آنچه مورد احتياج ايشان در دو عالم است ، و از جهت اينكه او - تعالى - در ذات و صفات كماليه تامّ فوق تمام است ، و نفس ذاتا مشتاق كمال مطلق است ، و اين محبّت فرع معرفت است و بدون آن حاصل نمىشود ، و از اين رو سرور رسولان صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « ما اتّخذ اللَّه وليّا جاهلا قطَّ » « خداوند هرگز دوست جاهل اختيار نمىكند » . و دوستى پدر نسبت به فرزند خود و بالعكس از اين گونه است ، زيرا پدر سبب ظاهرى وجود فرزند است ، اگر چه سبب حقيقى نيست ، بلكه علت معدّه اوست ، پس او را دوست دارد زيرا وى را به منزله خود مىبيند و او را نمونه ذات
هامش
[ 1 ] آنچه سبب آماده شدن علت براى ايجاد معلول است ، شرايط مؤثر در پديد آمدن معلول .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 178 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي