تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
و به آنچه گفتيم سستى پندار بعضى ضعيف عقلان و كم خردان آشكار مىشود كه پنداشته‌اند نمىتوان تصور كرد كه انسان غير خود را لذاته دوست داشته باشد ، مادام كه لذتى غير از ادراك ذات به محبّ بر نگردد ، و ندانستند كه حسن و جمال محدود و مقصور بر ادراك ديدنيها و تناسب خلقت نيست ، زيرا گفته مىشود : اين آواز نيكو و خوش است ، و اين مزه نيكوست ، و اين بو خوش است ، و هيچ يك از اين صفات را به چشم نمىتوان ديد ، و همچنين حسن و جمال اختصاص به آنچه به وسيله حواس ادراك مىشود ندارد ، زيرا حسن و جمال در غير اينها هم هست ، چنان كه بيشتر خصلتهاى نيكو با نور بينش درونى به عقل ادراك مىگردد ، و گفته مىشود : اين خلق نيكو و زيباست ، و اين علم نيكو و زيباست ، و اين رفتار نيكو و زيباست ، و هيچ يك از اين صفات با حواس ادراك نمىشود ، بلكه به بصيرت درونى ادراك مىشود ، و همه اين خصلتهايى كه حسن آنها به عقل ادراك مىشود بالطبع محبوب است ، و صاحب اين صفات نيز نزد كسى كه صفات وى را شناخت محبوب است . و يك دليل براى تحقّق ادراك جمالى كه به عقل حاصل مىشود و محبوب بودن آن اين است كه : طبعها و دلهاى سليم بر محبّت انبياء و ائمّه - عليهم السّلام - سرشته شده است با اينكه ايشان را نديده‌اند . و بسا محبّت آدمى به صاحب مذهب خود به حدّ عشق فزونى يابد ، و اين عشق او را به انفاق جميع اموال خود در يارى و دفاع از مذهب او وا دارد ، و اگر كسى در مقام طعن امام يا صاحب مذهب او برآيد در پيكار با وى جان خود را به خطر مىاندازد ، با اينكه هرگز صورت او را نديده و سخن او را نشنيده است ، بلكه سبب محبّت او نيكو شمردن صفات باطنى اوست : از ورع و تقوا و توكل و رضا و بسيارى علم و احاطه بر مسائل دين و نهضت و قيام وى براى افاضه علم دين و انتشار اين نيكوئيها در عالم ، و همه اين خيرات بر مىگردد به علم و قدرت ، زيرا جميع فضائل از معرفت حقايق امور و توانائى بر واداشتن خود بر آنها و غلبه بر شهوات بيرون نيست ، و اين دو - يعنى علم و قدرت - با حواس ادراك نمىشوند ، با اينكه بالطبع محبوبند . و از شواهد مطلب اين است كه : هر گاه مردم كسى را به سخاوت و شخصى را به عدالت وصف كنند آدميان بالطبع و بالضروره ايشان را دوست دارند