تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
فصل 36 اقسام محبّت به حسب مبادى آن بدان كه اسباب و مبادى محبّت نظر به اينكه بسيار و مختلف است به اين جهت دوستى به اقسام بسيار منقسم مىشود : اول - دوستى انسان به وجود و بقاء و كمال خود ، و اين شديدترين و قويترين اقسام دوستى است ، زيرا محبت به قدر موافقت و سازگارى با طبع و به اندازه معرفت آن است ، و هيچ چيز موافقتر و سازگارتر به كسى از خود او نيست ، و معرفت او به هيچ چيز قويتر از معرفت به خود نيست ، و از اين رو معرفت خود كليد معرفت پروردگار قرار داده شده است [ 1 ] . و چگونه دوستى چيزى به خودش قويترين مراتب دوستى نباشد با اينكه هر اندازه دوستى شديدتر گردد اتحاد بين محب و محبوب بيشتر و استوارتر مىشود ؟ و چه اتحادى بيشتر از وحدت و يگانگى و از ميان رفتن دوگانگى است ، همچنانكه اين اتّحاد بين يك چيز و خودش برقرار است ، پس محب و محبوب يكى است ، و سبب دوستى غريزه اى است در طبعها به حكم سنّت خدا : « وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبديلا » 33 : 62 ( احزاب ، 62 ، فتح : 23 ) « و هرگز سنّت خدا را تغيير پذير نيابى » .
هامش
[ 1 ] چنان كه امير مؤمنان عليه الصلاة و السلام فرمود : « من عرف نفسه فقد عرف ربه » .