پس نهايت مرتبه ايشان اين است كه دوزخ را به ياد آورند و خود را از عذاب آن بر حذر دارند ، و بهشت را به ياد آورند و خود را به ثواب آن راغب نمايند ، و مخصوصا كسى كه به دنيا توجّه و التفات دارد ، به ندرت اتفاق مىافتد كه انگيزه اى به فعل خيرات برايش پيدا شود تا به ثواب آخرت برسد ، تا چه رسد به عبادت با نيّت تعظيم و بزرگ داشتن خداى تعالى براى اينكه سزاوار طاعت و عبوديّت است ، زيرا كماند كسانى كه اين را بفهمند تا چه رسد به كسانى كه به آن عمل كنند ، پس اگر به چنين امرى مكلَّف شوند تكليف به بيش از حدّ طاقت است . و معنى اخلاص در عبادت جز اين نيست كه آميخته به آلودگىهاى دنيا و لذّات فورى و زودرس نفس نباشد ، مانند مدح و ستايش مردم و رسيدن به مال و خلاصى از خرجى در مورد آزاد كردن بنده و امثال اينها . و آشكار است كه خواستن بهشت و رهائى از دوزخ منافاتى با آنچه در آخرت وعده داده شده ندارد ، اگر چه از همان نوع آشنا و مألوف در دنيا باشد ، و اگر مانند اين نيّات عبادات را تباه مىكرد ترغيب ( راغب گردانيدن ) و ترهيب ( ترسانيدن ) و وعد ( نويد خير دادن ) و وعيد ( نويد شر دادن ) بيهوده و عبث بود ، زيرا به هر چه بهشت وعده داده شده و بر آن از دوزخ ترسانده شده چيزى است كه مورد رغبت و بيم است . و آيات و اخبارى كه در ترغيب و ترهيب و وعد و وعيد وارد شده بىشمار است ، خداى سبحان مىفرمايد :
« وَيَدعُونَنا رَغَبا وَرَهَبا » 21 : 90 ( انبياء ، 90 ) « و با اميد و بيم ما را مىخوانند » .
و چگونه ممكن است كه بنده ضعيف خوار و زبونى كه مالك سود و زيان خويش نيست و زندگى و مرگش در دست خودش نيست و آنچه را كه به او نفع مىرساند يا آزارش مىدهد در اختيار ندارد ، در جلب نفع براى خود يا دفع ضرر از خود از مولاى خويش بىنياز باشد ؟ و هر كه تأمّل و تفكر كند در مىيابد كه قائل به بطلان عبادت با يكى از اين دو نيّت ، نمىداند كه نيّت صحيح در عبادت به يكى از آن دو باز مىگردد .
و دليلى صريح بر آنچه گفتيم قول امام صادق عليه السّلام است : « العبّاد ثلاثة :
قوم عبدوا اللَّه - عزّ و جلّ - خوفا ، فتلك عبادة العبيد . و قوم عبدوا اللَّه -
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٥١