تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ميان نباشد ، و نيز متوقف است بر قصد و آغاز كردن و توجه به آن ، و اين نيّت است ، زيرا بسا كسى طعامى را مشاهده مىكند و به آن رغبت و شوق دارد اما به سبب مضر يا حرام بودن يا عذر ديگر آن را اراده نمىكند ، و نيز متوقف است بر قدرتى كه اعضا و اندامتها به سوى آن به حركت در آيند - يعنى به جلب نافع و سازگار يا دفع مضر و ناسازگار - و به اين فعل تمام مىشود ، پس اين آخرين جزء علت تامّه است كه بدان وسيله فعل فاعل مختار تمام مىشود . بنابراين اعضاء به سوى فعل به حركت در نمىآيند و به آن دست نمىيابند مگر به وسيله قدرت ، و قدرت در انتظار نيّت است ، و نيّت منتظر انگيزه - يعنى شوق - است و شوق خواستار علم يا ظنّ به موافق بودن آن فعل با اوست . پس اگر شوق از قوه حيوانيّت و چارپا خوئى سرچشمه گرفته ، به اين معنى كه آن فعل مقتضى اين قوه است : مانند خوردن و آشاميدن و آميزش كردن و كسب مال و امثال اينها از لذات شهوانى ، نيّت و قصد نيز متعلق به اين قوه است و از فضائل و رذائل آن شمرده مىشود ، و اگر از آنچه مقتضى قوه درندگى : از دفع موذى يا برترى جوئى و تفوق و امثال اينها باشد ، نيّت نيز متعلق به اين قوه و از فضائل و رذائل آن بشمار مىرود . از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه : محرّك اوّل ، غرض مطلوب است - يعنى مقصودى كه بعد از تعلق علم به آن نيّت كرده شد - و اين نخستين انگيزه است ، و شوق از آن بر انگيخته مىشود و اين انگيزه دوم است ، و از آن قصد و نيّت پديد مىآيد و اين انگيزه سوم براى قدرتى است كه موجب انگيزش آن براى تحريك اعضاء و جوارح به سوى عمل است .