فصل 8 تأثير تربيت در اخلاق
خلق عبارت است از « ملكه اى نفسانى كه باعث صدور افعال به آسانى و بدون نياز به تفكَّر و تأمّل و نگرش است » و « ملكه » حالت و كيفيّتى نفسانى است كه دير و به كندى زوال مىپذيرد . و در مقابل ، « حال » كيفيّتى نفسانى است كه به سرعت از ميان مىرود . و سبب وجود خلق يا مزاج است ، چنان كه گفته شد ، يا عادت به اينكه كارى را با فكر و تأمّل انجام دهد ، يا با تكلَّف و صبر و پايدارى بر آن كه در اين صورت « ملكه » مىشود و به آسانى پديد مىآيد هر چند مخالف اقتضاى مزاج باشد .
دانشمندان پيشين در امكان يا عدم امكان زايل كردن و از ميان بردن اخلاق اختلاف دارند . [ بعضى معتقدند كه هيچ خلق و خوئى در انسان فطرى نيست و بنا بر اين همهء خويها تغيير پذير است ، و دسته اى ديگر برآنند كه همهء خويها فطرى است و لذا هيچ خلق و خوئى تغيير پذير نيست . ] و قول سوم اين است كه بعضى از خلقها فطرى و طبيعى است كه زوال آن امكانناپذير است و بعضى غير طبيعى و حاصل اسباب خارجى است كه زوال آن ممكن است . دانشمندان متأخّر قول اول را ترجيح داده و گفتهاند : اخلاق نه طبيعى و فطرى است و نه مخالف طبيعت ، بلكه نفس به ذات خود قابل و مستعدّ اتّصاف به هر يك از دو طرف تضادّ است ، يا به آسانى اگر موافق مزاج باشد ، يا به سختى اگر مخالف آن باشد . پس اختلاف