تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
تأديب و نصايح و مانند اينها امكان دارد و آنچه به اسباب زايل مىشود با رفتن آن اسباب باز مىگردد همچون سرماى آب كه به برخى اسباب زايل مىشود و بعد از زوال سبب باز مىگردد . و اگر حفظ اسباب ادامه يابد هيچگاه بازگشت حاصل نمىشود . پس چون بطلان اين دو قول ( زايل شدن و زايل نشدن اخلاق به طور مطلق ) ثابت شد ، قول حقّ غير از آن دو ، يعنى قبول اين است كه بعضى يا اكثر اخلاق قابل تبديل است . زيرا اولا اين امر محسوس و آشكار است و ثانيا در غير اين صورت سياسات و شرايع باطل و بىمعنى خواهد بود و ثالثا حتّى خلق چارپايان تغيير - پذير است زيرا شكار وحشى اهلى مىشود و انس مىگيرد و اسب سركش رام مىگردد و سگ از برجستن و حمله كردن به تأدّب و نگهبانى دگرگون مىشود . پس چرا تحوّل و تغيير در انسان امكانپذير نباشد . و اينكه برخى از صفات و خويها نسبت به برخى ديگر تغيير ناپذير است ، و اين را مشاهده و تجربه نشان مىدهد ، از اين روست كه اين « برخى خلق و خويها » متعلَّق تكليف نيست مانند اخلاقى كه به قوهء عقليّه تعلَّق دارد مثل هوش و حافظه و خوش فكرى و غير اينها . و مطالعهء دقيق نشان مىدهد كه اشخاص در ازاله و پيراستن و نيز اتّصاف و آراستن خلق و خويهاى خود به ضدّ آنها مختلف و متفاوتند ، بعضى زود و به آسانى و برخى دير و به دشوارى مىتوانند چنين كنند . و از اين رو اگر مردم عالم را به دقّت بنگريم دو شخص را نمىتوان يافت كه در همهء اخلاق يكسان باشند ، چنان كه دو نفر را در چهره و قيافه نمىتوان همانند يافت . و حديث پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به اين مطلب اشاره دارد : « اعملوا فكلّ ميسّر لما خلق له » « عمل كنيد كه هر كسى براى آنچه آفريده شده آمادگى دارد » . ارسطو گفته است : « بدان ممكن است به وسيلهء تأديب و تربيت نيك شوند لكن اين امر كلَّيّت ندارد . در بعضى چنان تأثير مىكند كه اخلاق بد را بكلَّى زايل و ريشه كن مىكند و در بعضى آن را كاهش مىدهد و در بعضى اصلا تأثير نمىكند » . منظور از تغيير اين نيست كه مثلا خشم و شهوت بكلَّى از ميان برود ، زيرا