تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨

فصل 7 تأثير مزاج در اخلاق

سرشت و مزاج انسانى را دخالت و تأثيرى تمام در صفات و ملكات اخلاقى است . برخى از مزاجها در اصل آفرينش مستعدّ بعضى خلق و خويهاست و برخى ديگر مناسب و مقتضى خلاف آن . و ما به يقين درمىيابيم كه بعضى از افراد ، صرف نظر از اسباب و علل خارجى ، بر حسب جبلَّت خود چنانند كه با كمترين سببى به خشم مىآيند يا مىترسند يا غمگين مىشوند ، و با كمترين چيز تعجّبآورى مىخندند ، و بعضى ديگر بر خلاف اينانند . گاهى اعتدال قوا طورى فطرى است كه انسان را به عقل كامل و اخلاق فاضله رهنمون مىشود و قوهء عاقله بر دو قوهء خشم و شهوت غلبه و تسلَّط دارد ، چنان كه در انبياء و ائمّه عليهم السّلام چنين است . و گاهى تجاوز قوا از حدّ وسط چنانست كه عقل آدمى را ناقص و صفات او را پست مىگرداند و قوهء عاقلهء وى تحت سلطهء خشم و شهوت قرار مىگيرد ، چنان كه در بسيارى از مردم چنين است . امّا حقّ اين است كه ، چنان كه بيان آن خواهد آمد ، صفات رذيله و خويهاى زشت را مىتوان با معالجاتى كه در علم اخلاق مقرّر شده است زايل و بر طرف ساخت . بنابراين در بر طرف كردن نقائص و تحصيل فضائل بايد سعى و كوشش كرد . شگفتا كه مردمى در بازگرداندن بهبود جسمانى كه از ميان رفتنى و ناپايدار است اين همه سعى و مبالغه مىكنند ، ولى در تحصيل صحّت روحانى كه باقى