فلسفى و شواهد ذوقى و دلائل نقلى [ قرآن و حديث ] بر اين مطلب دلالت دارند .
بنابر اين هر ملكه يا حركت يا گفتار يا كردارى كه بنده را به سراى طبيعت و دنياى فريبنده نزديك كند از عالم بهجت و سرور دور مىسازد ، و بالعكس . پس بدترين حال را مردمى دارند كه حقيقت دنيا و آخرت و تضادّ آن دو را نشناختهاند و از بدى پايان كار نمىهراسند و عمر خويش يكسره در طلب دنيا و امر معاش صرف مىكنند و كوشش خويش در جلب منافع مادّى و رسيدن به شهوت و لذّت يا به دست آوردن برترى دنيوى يا رياست خواهى يا مالاندوزى ، بىآنكه دربارهء فايده اى كه از آن حاصل مىشود بينديشند ، منحصر مىسازند ، چنان كه اين عادت بيشتر دنياداران است . و غير از اين امور چيزى از معارف حقيقى و فضائل اخلاقى و أعمال شايسته كه موجب نزديكى به عالم جاودانى است نمىشناسند ، گوئى خود را در دنيا مخلَّد مىدانند ، و اميدى به پاداش عمل و سزاى كردار ندارند و به آنچه مؤمنان و پرهيزكاران اميدوارند ، يعنى خير هميشگى و لذّاتى مخالف اين لذّات زودگذر و فانى كه درندگان و چهارپايان در آن شريكند ، اعتقادى ندارند . و چون مرگ آنان را دريابد باحسرت و پشيمانى نااميد از رحمت خداوند مىگويند :
» يا حَسرَتى عَلى ما فَرّطتُ في جَنْبِ اللَّه « 39 : 56 ( زمر ، 56 ) .
» اى دريغ از قصورى كه دربارهء خدا كردم « .
از بدى پايان كار به خدا پناه مىبريم و از او توفيق كسب سعادت جاويد مىخواهيم .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٥٧