ناپذيرى بعضى از بيماريها باطل نمىشود ، با اينكه ما مىدانيم كه بعضى از امراض علاج ناپذيرند .
برهان قول دوم ، اين است كه همهء اخلاق تابع سرشت و مزاج است ، و مزاج قابل تغيير و تبديل نيست ، و اختلاف مزاج يك شخص در مراحل عمر منافاتى با اين قول ندارد ، زيرا اخلاق تابع جميع مراحل مزاج است ، و قول پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم مؤيّد اين عقيده است كه :
« النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة خيارهم في الجاهليّة خيارهم في الاسلام » .
« مردم كانهائى هستند همچون كانهاى زر و سيم ، خوبانشان در روزگار جاهليّت نيكانشان در اسلاماند . » و نيز اين قول او صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم :
« إذا سمعتم انّ جبلا زال عن مكانه فصدقوه ، و إذا سمعتم برجل زال عن خلقه فلا تصدقوه ، فإنّه سيعود إلى ما جبل عليه »
« چون شنيديد كه كوهى از جاى خود كنده شده باور كنيد . و چون شنيديد كه مردى از خلق و خوى خويش دست كشيده باور مكنيد ، كه او به خوى جبلَّى و فطرى خود باز خواهد گشت » .
پاسخ ، اين است كه توابع مزاج از شرايط و مقتضياتى است كه امكان زوال و از ميان رفتن آنها هست نه اينكه از لوازم ذاتى باشد كه انفكاك آنها ممتنع است ، زيرا در حكمت اثبات شده است كه نفوس انسانى در حقيقت يكسان و متّفقند ، و در آغاز خلقتشان از همهء اخلاق و احوال عارى و خالىاند ، چنان كه اين شأن عقل هيولانى است . آنگاه آنچه از آنها پديد مىآيد از مقتضاى انتخاب و اختيار و عادت يا استعدادهاى بدنى و زمينهء مزاجى است ، و مقتضى چيزى است كه زوال آن ممكن است مانند سرما براى آب ، نه اينكه انفكاك آن مانند زوجيّت براى عدد چهار ممتنع و محال باشد . و حديث اول دلالت روشنى بر مطلوب ندارد و حديث دوم علاوه بر اينكه أصالت آن نزد ما ثابت نشده است دلالتش بر خلاف مطلوب ايشان است ، زيرا قول « سيعود إلى ما جبل عليه »
« به خوى جبلَّى خويش باز خواهد گشت » به اين معنى است كه زايل و دگرگون شدن خلق به اسباب خارجى از قبيل
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٦٢