و پايدار است نمىكوشند ، قول طبيب نامسلمان را در خوردن و آشاميدن داروهاى ناگوار و نفرتآور و واكوشيدن و اشتغال به كارهاى زشت را براى صحّت و بهبود زايل شدنى اطاعت مىكنند ، ولى دستور طبيب الهى را براى تحصيل سعادت دائم و جاويد پيروى نمىكنند .
امّا آنچه موجب مىشود كه نفس انسان به حال نقص و نقصان باقى بماند يا به علَّت عدم توجّه به مطلوب است به جهت گرفتارى به موانع يا اشتغال به نقيض كه در دسترس اوست ، يا به واسطهء كثرت اشتغال به سرگرميها و لذّات حسّى يا به علَّت ضعف قوهء عاقله است . پس اگر عنايت الهى شامل حال وى نشود پيوسته نقصان افزايش مىيابد و او را از كمالى كه براى آن آفريده شده است دور مىكند ، تا آنكه سرانجام هلاك ابدى و شقاوت جاودانى گريبانش را خواهد گرفت ، كه از اين حالت به خدا پناه مىبريم . و اگر رحمت ازلى شامل حالش شود و همّت و كوشش خود را صرف رفع نقائص و اكتساب فضائل كند همواره از مرتبه اى از مراتب كمال به مرتبهء بالاتر مىرود تا آنكه از اهل مشاهدهء جلال و جمال حق مىگردد و به جوار قرب پروردگار متعال تشرّف مىيابد و به سرور و بهجت حقيقى و اصل مىشود ، كه همانند آن را هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به قلب بشرى خطور نكرده است ، و به خوشحالى و مسرّتى دست مىيابد كه در قول خداى سبحان به آن اشاره شده است :
» فَلا تَعْلَمُ نَفس ما أخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرّةِ أَعْيُن 32 : 17 ( سجده ، 17 ) .
« كسى نمىداند كه [ به پاداش آن عملها كه كردهاند ] چه مسرّتها برايشان نهان كردهاند » .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٥٩