تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
صورتهاى روحانى باقى و جاويدان به خود مىگيرد و موجب ابتهاج و التذاذ يا احساس وحشت و درد مىشود ، چنان كه اگر اين ملكات و نيّات باقى و ابدى نباشد براى خلود در بهشت و دوزخ دليل صحيحى نداريم . زيرا اگر پاداش يا عذاب را به اقتضاى خود كردار و گفتار بدانيم ، با توجّه به اينكه كردار و گفتار [ در مدّت كوتاهى پديد آمده و ] زوال پذيرند لازم مىآيد كه مسبّب با از ميان رفتن سبب باقى بماند و حال آنكه چنين چيزى باطل است . و چگونه رواست كه خداوند حكيم بندگان خود را براى معصيت و نافرمانى در مدّتى كوتاه تا ابد عذاب كند . پس موجب و منشأ خلود همان بقا و ثبات نيّات و رسوخ و پابرجائى در ملكات است ، و با اين وصف است كه هر كس به اندازهء ذرّه اى نيكى يا بدى كند اثر آن را در نامهء نفس خود يا در نامه اى كه عاليتر و برتر از ذات اوست هميشه و تا ابد خواهد يافت ، چنان كه خداى سبحان مىفرمايد : » فى صُحُف مُكَرّمَة ، مَرْفُوعَة مُطَهّرَةِ ، بِأيْدى سَفَرَة كرام بَرَرَةِ « 80 : 13 - 16 ( عبس ، 13 - 15 ) » در صحيفه هاى ارجمند ، و الا و پاك ، به دست نويسندگان گرامى نيك « . راز اين مطلب اين است كه چيزى كه هنگام مرگ و مفارقت نفس از دنيا با نفس باقى بماند و در اين سراى تكليف از آن زدوده و بر طرف نشود تا ابد با آن باقى مىماند و هرگز از آن جدا نشود ، زيرا بعد از جدائى از عالم تكليف آنچه موجب زايل و بر طرف شدن آن است ديگر در كار نخواهد بود . آشكار است كه اين عقيده - نزد ديندارانى كه معتقد به آنند - بيان چگونگى ثواب و عقاب روحانى است با اينكه به بهشت و جهنّم جسمانى معترفند . زيرا اگر مراد از آن صرفا و منحصرا لذّت و ثواب و درد و عقاب و باغها و كاخها و حور و غلمان و آتش و دوزخ و درخت زقّوم و خار خشك و ديگر چيزهائى كه در شريعت مقدّس دربارهء امور قيامت ذكر شده است بود آنگاه آن عقيده مخالف ضرورت دين اسلام بود . ( تنبيه ) : دنيا و آخرت با يكديگر تضاد دارند ، يعنى هر چه آدمى به يكى از آن دو نزديك شود از ديگرى دور مىشود و به عكس ، چنان كه برهانهاى