شدند و آنچه را كامرانان درشت و دشوار شمردند آسان و ملايم دانستند و با آنچه نادانان از آن وحشت دارند انس گرفتند و در دنيا با بدنهائى همنشين شدند كه جانهاى آنها به ملكوت و جايگاه اعلى آويخته است » .
خلاصه آنكه تا قلب تزكيه و پاكسازى نشود اين نوع معرفت براى آن حاصل نخواهد شد زيرا كه علم حقيقى عبادت دل و مايهء قرب درون است . و همانطور كه نماز كه عبادت ظاهر است جز با پاكسازى تن از نجاست ظاهرى درست نيست همينطور عبادت باطن جز بعد از تطهير درون از نجاست باطنى كه همان اخلاق زشت و ناپسند و صفات ناشايسته است صحيح نيست . و چگونه جز اين مىتواند باشد كه تابش انوار علوم و معارف بر دلها توسط فرشتگان است و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرموده است : « لا تدخل الملائكة بيتا فيه كلب »
« ملائكه به خانه اى كه سگى در آن باشد وارد نمىشوند » . پس هر گاه خانهء دل آكنده از صفات زشت و پليد باشد كه همچون سگان بانگ برآرند ، فرشتگان مقدّس در آن داخل نخواهند شد . و اينكه در شريعت ظاهر و بدن مشرك محكوم به نجاست است ، با اينكه ممكن است جامه اش شسته و بدنش پاكيزه باشد ، به سبب سرايت نجاست باطنى به بيرون است پس گفتار پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه « بنى الدّين على النّظافة »
« دين بر نظافت استوار شده است » به بر طرف كردن هر دو نجاست دلالت دارد . و در اين حديث كه « الطَّهور نصف الايمان »
« پاكيزگى نيمى از ايمان است » مراد طهارت باطن از اخلاق زشت و ناشايسته و غير انسانى است ، و نيم ديگر ايمان آراستن باطن به صفات شريف و انسانى و آباد ساختن آن به انجام وظايف و طاعات است .
از آنچه گفته شد روشن است كه دانشى كه از راه مجادلات كلامى و استدلالات نظرى ، بدون زدودن دل و گوهر نفس از زنگارها و آلودگىها باشد ، خالى از تيرگى و تاريكى نيست ، و سزاوار نيست كه نام يقين حقيقى كه براى نفوس پاك و صافى حاصل مىشود بر آن نهند ، و گمان باطلى كه بسيارى از دلبستگان به پليديها و ناپاكيهاى دنيا دارند كه خود را در مقام معرفت خداى سبحان بر حقيقت يقين مىپندارند خلاف واقع است ، زيرا يقين حقيقى ملازم و همراه نور و بهجت
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٩