نفس آنها آسان است ولى تعليم بزرگسالان و بار گردانيدن آنان از صفاتى كه پيدا كردهاند به سبب استحكام و استوارى آنها مشكل و بلكه بسيار دشوار است .
علماى اخلاق را در اين معنى اختلافى نيست كه اين ملكات و افعالى كه ملازم و همراه آنهاست اگر مقرون به فضيلت باشد براى نفس موجب التذاذ و بهجت و شادى مىشود و رفاقت فرشتگان و نيكان و پاكان را در پى دارد . و اگر خويهاى پست و ناشايسته باشد درد و رنج و عذاب به دنبال مىآورد و در خور همنشينى با شياطين و اشرار خواهد بود . آنچه مورد اختلاف است كيفيّت و نحوهء ثواب يا عذابى است كه آن خويها و ملكات به دنبال دارند . كسى كه سزا و پاداش را مغاير با آن عمل مىداند مىگويد هر ملكه و فعلى منشأ مىشود براى ثواب يا عقابى كه مغاير با آن است و از طريق فعل خداى سبحان به تفصيلى كه در شريعت معيّن شده است بر آن مترتّب خواهد شد .
و كسى كه معتقد است كه عمل همان جزاء و پاداش است مىگويد حالات و كيفيّات نفسانى چون شدّت و قوّت يابد و به صورت ملكه درآيد در عالم باطن و ملكوت به صورتى مناسب و همانند خود متصوّر و پديدار مىشود ، زيرا هر چيزى در هر عالمى صورت خاص و مناسب آن عالم را خود مىگيرد . مثلا علم در حال بيدارى امرى عرضى است كه به وسيلهء عقل يا وهم ادراك مىشود و در حال خواب به صورت سير جلوه مىكند [ 1 ] . آنچه در اين دو عالم آشكار مىشود يك چيز است و آن همان علم است لكن در هر عالمى به صورتى ظهور و جلوه مىكند .
و سرور و شادمانى در عالم خواب به صورت گريه نمودار مىشود . و از اين رو گاهى آنچه در يك عالم تورا خوشحال مىكند در عالم ديگر بدحالى مىآورد .
بنابراين لذّات جسمانى كه در اين عالم تورا شادمان مىسازد در سراى جزاء به صورتى ظاهر مىشود كه براى تو أسف انگيز و ناخوشايند و مايهء رنج و آزار است و ترك لذّات جسمانى و تحمّل مشقّتهاى عبادات و طاعات و صبر بر مصيبتها و بلاها با اينكه در اين عالم ناملايم و رنج آور است در عالم آخرت تورا مسرور و شاد مىكند .
هامش
[ 1 ] چنان كه اگر كسى در خواب ببيند كه شير مىنوشد به عالم شدن تعبير مىكنند . م .