بر كسى بخل روا دارد ، لكن حصول آن بستگى دارد به صفا و صيقل دادن آينهء دل از پليديها و آلودگىهاى طبيعى ، و با اندوده و انباشته شدن زنگارهاى طبيعت بر اين آينه امكان ندارد كه چيزى از حقايق در آن تجلَّى كند . پس اگر انوار علمى و اسرار ربوبى بر دلى پوشيده و در پرده بماند به سبب بخل از جانب خداى منعم نيست كه شأن و مقام او بسى برتر از اين است ، بلكه اين پوشيده و در پرده ماندن به سبب آلودگى و كدورت دل و اشتغال آن به چيزهائى است كه با آن علم و معرفت ناسازگار است . [ 1 ] امّا آنچه براى دل به سبب طهارت و صفاى آن از علوم و معارف آشكار مىشود آن علم حقيقى نورانى است كه شك در آن راه ندارد و در نهايت جلوه و ظهور است زيرا از انوار الهى و الهامات حقّهء ربّانى بهره گرفته است . و همين مراد قول او ، عليه السّلام ، است :
« إنّما هو نور يقذفه اللَّه في قلب من يشاء »
« اين علم نورى است كه خداوند آن را به دل هر كسى كه بخواهد مىافكند » .
و امير المؤمنين ، عليه السّلام ، به آن بدين گونه اشاره كرده است :
« إنّ من أحبّ عباد اللَّه إليه عبدا أعانه اللَّه على نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدى في قلبه »
« از محبوبترين بندگان خدا نزد او بنده اى است كه او را عليه خودش يارى دهد تا اندوه را در دل پنهان دارد و جامهء ترس و پرواى الهى بپوشد و چراغ هدايت در دل وى روشن شود » .
تا آنجا كه فرمود :
« قد خلع سرابيل الشّهوات ، و تخلَّى من الهموم إلا همّا واحد انفرد
هامش
[ 1 ]جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد
تو كز سراى طبيعت نمىروى بيرون كجا به كوى حقيقت گذر توانى كردو نيز :هر كه آئينهء صافى نشد از زنگ هوا ديده اش قابل رخسارهء حكمت نبود( حافظ )