پس پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : بنده و متواضع و رسول را اختيار كردم . فرشته گفت :
با اينكه در هر حال از درجه اى كه نزد پروردگارت دارى چيزى كم نشود » .
عيسى بن مريم عليه السّلام فرموده است : « خوشا به حال تواضع كنندگان در دنيا ، كه در قيامت بر تختها نشينند . خوشا به حال اصلاح دهندگان ميان مردم در دنيا ، كه در قيامت وارث فردوسند . خوشا به حال كسانى كه در دنيا پاكدلانند ، كه در قيامت به خداى تعالى نظر دارند » .
پيغمبر اكرم صلَّى الله عليه و آله فرمود : « تواضع مايهء رفعت است ، تواضع كنيد تا خدا شما را رفعت دهد » . خداى تعالى به داود عليه السّلام وحى كرد : « اى داود همچنانكه نزديكترين مردم به خدا متواضعانند ، همچنين دورترين مردم از خدا متكبّرانند » .
و روايت است كه : « سليمان بن داود صبحگاهان از حال اغنياء و بزرگان مىپرسيد تا مىرسيد به مساكين با آنها مىنشست و مىگفت : مسكينى با مساكين ( نشسته ) » .
روايت است كه : دو برادر دينى - پدر و پسر - بر امير مؤمنان عليه السّلام وارد شدند . حضرت برخاست و آنان را گرامى داشت و بر صدر مجلس نشانيد و خود برابر آنها نشست و فرمود طعامى آوردند و آن دو خوردند . قنبر طشت و آفتابه و حوله آورد تا بر دست مرد آب ريزد . حضرت از جاى برخاست و آفتابه را گرفت تا بر دست مرد بريزد . آن مرد خود را بر خاك ماليد و گفت : يا امير المؤمنين خدا مرا در حالى ببيند كه تو آب بر دست من ريزى حضرت فرمود : بنشين و دست بشوى كه خداى عزّ و جلّ تورا در حالى مىبيند كه برادرت كه فرقى با تو ندارد و از تو جدا نيست خدمتت مىكند ، و مىخواهد كه با اين خدمت در بهشت ده برابر همهء اهل دنيا در خدمت او باشند . پس مرد نشست ، و على عليه السّلام فرمود : ترا قسم مىدهم به حقّ عظيمى كه براى من مىشناسى آسوده خاطر و با آرامش دست خود را بشوئى همچنانكه اگر قنبر به دست تو آب مىريخت . آن مرد چنين كرد ، و چون تمام شد حضرت عليه السّلام آفتابه را به محمّد بن حنفيّه داد و فرمود : پسرم اگر اين پسر در حضور پدر نبود من آب بر دستش مىريختم ، و لكن خداوند ابا دارد كه بين پدر و پسر وقتى در جائى با هم هستند يكسان رفتار شود . پدر بر دست پدر آب ريخت و پسر بايد بر دست پسر آب ريزد ، محمّد بن حنفيّه بر دست پسر
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٣٩