تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
خود و ديگران توانا نيست . پس ، اگر خود را مىشناخت ، چه چيز از او ذليلتر و پستتر است ؟ و اگر نادانى گريبانگيرش نبود چگونه مىتوانست عجب و خود - نمائى كند ؟ اينها حال وسط و ميانى او ( بين تولَّد و مرگ ) است . امّا آخر كار او - يعنى مرگ - چنان كه مىدانى مردارى بدبو و پليد مىگردد ، صورتش دگرگون و مضمحل مىشود و اعضايش مىفرسايد و استخوانهايش مىپوسد ، و اجزائش از هم مىگسلد و سرانجام خوراك كرمها مىشود كه حتّى حيوانات از وى مىگريزند و هر انسانى به چشم پليدى به او مىنگرد . و تازه حال بهترش اين است كه به صورت اول يعنى خاك بر مىگردد و گاهى گل كوزه گران و زمانى خشت و آجر ساختمان مىشود . و چه بهتر بود اگر اين خاك را به حال خود مىگذاشتند و ديگر با او كارى نداشتند . امّا هيهات بعد از روزگارى كه بر آن خاك كهنه مىگذرد باز او را زنده مىكنند تا بلاهاى شديد را ببيند . اجزاء پراكنده تنش گرد مىآيد و از گور بيرون مىرود و به صحنهء قيامت رانده مىشود . در آن وقت آسمانى مىبيند شكاف خورده و زمينى دگرگون شده ، كوههائى به حركت در آمده و ستارگانى تيره و خورشيدى گرفته ، و جهنّمى بر افروخته و بهشتى دلگشا و آراسته ، ترازوى عدل الهى بر پا و نامه هاى اعمال گشوده . آنگاه خود را در معرض محاسبه و مؤاخذه مىبيند و ملائكهء درشتخو و سختگير را بر خود گمارده مىيابد . پس نامهء عمل او را به دست راست يا چپ او مىدهند و هر چه كرده از خرد و كلان و اندك و بسيار در آنجا مشاهده مىكند . در اين حال اگر بديها و گناهانش بر خوبيها و حسناتش غالب گردد و سزاوار عذاب و دوزخ باشد آرزو مىكند كه سگى و خوكى بود يا چون چهارپايان خاك مىگشت و گرفتار عذاب و عقاب نمىشد . و شكَّى نيست كه حال سگ و خوك از حال بندهء گناهكارى كه پروردگار قهّار خود را نافرمانى كرده بسى بهتر است ، زيرا آغاز و انجام دد و دام خاك است و از عذاب و عقاب بر كنار . امّا اگر اهل دنيا كسى را كه در آتش دوزخ معذّب است ببينند از زشتى منظر و كراهت چهرهء او فرياد و فغان برآرند . و اگر بوى او را استشمام كنند از گندش بميرند ، و اگر قطره اى
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 401 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي