تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
فصل 18 معالجهء اجمالى و تفصيلى عجب براى بيمارى عجب دو گونه معالجه است : اجمالى و تفصيلى . امّا معالجهء اجمالى اين است كه پروردگار خود را بشناسد ، و بداند كه عظمت و جلال و عزّت سزاوار غير او نيست ، و به خود چنان كه شايسته است معرفت داشته باشد كه به خودى خود از هر ذليلى ذليلتر و از هر اندكى اندكتر است . و شكَّى نيست كه وجود او ممكن است و هر ممكنى في حدّ ذاته عدم محض است - چنان كه در حكمت متعاليه ثابت شده است - و وجود و تحقّق و كمال و آثار او همه از واجب الوجود حقّ است . پس عظمت و كبريائى فقط شايستهء وجود فيض بخش او و كمالات بىنهايات اوست ، نه براى وى كه عدم صرف و نبود محض است . پس اگر كسى بزرگى كند و به چيزى فخر نمايد بايد به پروردگار خود بزرگى و افتخار كند ، و خود را حقير شمارد بلكه خود را ناچيز و عدم محض ببيند . و در اين معنى همهء ممكنات شريكند . امّا خوارى و ذلَّتى كه مخصوص اين خودبين و نوع اوست از جمله اين است كه در آغاز نطفه اى پليد و بوناك و آخرش مردارى گنديده و متعفّن است ، و در اين ميان حمّال نجاسات بدبوست . و اگر او را بصيرتى مىبود همين يك آيهء كتاب خداى تعالى كافى است كه مىفرمايد : « قُتِلَ الإنْسانُ ما أكْفَرَه مِنْ أىِّ شَيءٍ خَلَقَه مِن نُطْفَةٍ خَلَقَه