فصل 17 آفات عجب
آفات عجب ( خودبينى ) بسيار است . از جمله كبر است زيرا - چنان كه بيان آن خواهد آمد - يكى از اسباب كبر خودبينى است . و از جمله فراموشى گناهان و مهمل گذاردن آنهاست ، كه آنها را به خاطر نمىگذراند و اگر گاهى به خاطرش بگذرد اعتنائى نمىكند و آن را بىاهمّيّت و ناچيز مىشمارد ، و در نتيجه كوششى براى تدارك و تلافى گناهان نمىنمايد ، بلكه گمان مىبرد كه خدا آن را خواهد آمرزيد . امّا اگر عبادتى از او سرزند آن را بزرگ مىشمارد و به آن شاد مىشود و بر خدا منّت مىگذارد ، و نعمت توفيق و قدرتى را كه خدا براى آن به او داده فراموش مىكند . و وقتى گرفتار چنين عجبى شد از درك آفات و معايب اعمال خود غافل مىشود . و كسى كه در انديشهء واجستن آفات اعمال خود نباشد كوشش او به هدر مىرود ، زيرا اعمال ظاهرى اگر خالص و از شائبه ها پاك نباشد كم اتّفاق مىافتد كه سود بخشد ، و كسى آفات اعمال خود را باز مىجويد كه خائف و ترسان باشد نه گرفتار عجب . زيرا معجب به خود و رأى خود مغرور و از مكر خدا ايمن است ، و مىپندارد كه نزد خدا منزلتى دارد ، و به سبب اعمال خويش كه خود توفيق و نعمت الهى است براى خود حقّى بر خدا قائل است . و چه بسا عجب او را به خود ستائى وا مىدارد .
و اگر به رأى و عقل و علم خود اعجاب داشته باشد از پرسيدن و استفاده علمى