تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
نبود هرگز مؤمنى را به گناهى مبتلا نمىكرد » . و فرمود : « من دخله العجب هلك » « هر كه گرفتار خودبينى شود هلاك گردد » . و فرمود : « انّ الرّجل ليذنب الذّنب فيندم عليه ، و يعمل العمل فيسرّه ذلك ، فيتراخى عن حاله تلك ، فلأن يكون على حاله تلك خير له ممّا دخل فيه . » « مرد گناه مىكند و پشيمان مىشود و بعد عملى مىكند و به آن شاد و فرحناك مىشود و از حال پشيمانى دور مىافتد و اگر بر آن حال اول مىبود بهتر بود » . و نيز فرمود : « أتى عالم عابدا فقال له : كيف صلاتك ؟ فقال : مثلى يسأل عن صلاته و أنا أعبد اللَّه منذ كذا و كذا ، قال : فكيف بكاؤك ؟ قال : أبكى حتّى تجرى دموعى ، فقال له العالم : فإنّ ضحكك و أنت خائف أفضل من بكائك و أنت مدلّ ، انّ المدلّ لا يصعد من عمله شيء » « عالمى نزد عابدى آمد و به او گفت : نماز تو چگونه است ؟ عابد گفت : مثل منى را از نماز مىپرسند و حال آنكه من چنين و چنان عبادت خدا مىكنم ، عالم گفت : گريهء تو چگونه است ؟ گفت بقدرى مىگريم كه اشكهايم روان مىشود ، عالم گفت : خندهء تو در حالى كه ترسان باشى بهتر است از اين گريه اى كه به خود ببالى ، هر كه به خود ببالد چيزى از عملش بالا نمىرود ( پذيرفته نمىشود ) » . و فرمود : « شگفتا از كسى كه به عمل خود عجب دارد و حال آنكه نمىداند پايان كار او چيست . پس هر كه به خود و عمل خود اعجاب داشته باشد از راه هدايت منحرف و گم شده است ، و چيزى را ادّعا مىكند كه در خور او نيست ، و مدّعى به غير حقّ دروغگوست هر چند ادّعاى خود را پنهان كند و روزگارش دراز باشد . اول كارى كه با صاحب عجب مىكنند اين است كه او را از آنچه به او عجب كرده بىبهره سازند تا بداند كه عاجز و حقير است ، و خود گواهى بر خود دهد تا حجّت بر او تمامتر باشد ، همچنانكه با ابليس كردند . و عجب گياهى است كه بذر آن كفر و زمين آن نفاق و آب آن سركشى و تجاوز از حقّ است ، و