مرتكب شود بر او مسلَّط مىشوى ؟ گفت : هر وقت عجب نموده و عمل خود را بزرگ شمارد و گناهش در نظرش كوچك آيد » .
و نيز فرمود : « قال اللَّه عزّ و جلّ : يا داود بشّر المذنبين و أنذر الصّدّيقين ، قال : كيف ابشّر المذنبين و انذر الصّدّيقين ؟ قال :
بشّر المذنبين أنّى أقبل التّوبة و أعفو عن الذّنب ، و أنذر الصّدّيقين ألا يعجبوا بأعمالهم ، فإنّه ليس عبد أنصبه للحساب إلا هلك . »
« خداى عزّ و جلّ فرمود : اى داود گناهكاران را مژده بده و صدّيقان [ 1 ] را بترسان ، عرض كرد : چگونه ( و چرا ) به گناهكاران مژده دهم و صدّيقان را بترسانم ؟ فرمود : گنهكاران را مژده ده كه من توبه را مىپذيرم و از گناه درمىگذرم ، و صدّيقان را بترسان كه به اعمال خود عجب نكنند ( مغرور و خودبين نشوند ) ، زيرا بنده اى نيست كه او را به پاى حساب آورم مگر آنكه هلاك مىشود » .
امام باقر عليه السّلام فرمود : « دخل رجلان المسجد ، أحدهما عابد و الآخر فاسق ، فخرجا من المسجد و الفاسق صدّيق و العابد فاسق ، و ذلك أنّه يدخل العابد المسجد مدلا بعبادته يدلّ بها ، فتكون فكرته فى ذلك ، و تكون فكرة الفاسق في النّدم على فسقه ، و يستغفر اللَّه ممّا صنع من الذّنوب . »
« دو مرد داخل مسجد شدند يكى عابد و ديگرى فاسق چون از مسجد بيرون رفتند فاسق از جملهء صدّيقان بود و عابد از جملهء فاسقان و سبب آن اين بود كه عابد داخل مسجد شد در حالى كه به عبادت خود مىباليد و به آن مىنازيد و در اين فكر بود ، ولى فكر فاسق در ندامت و پشيمانى از فسق بود ، و در اين انديشه كه از گناهانى كه كرده از خدا آمرزش بخواهد » .
امام صادق عليه السّلام فرمود : « انّ اللَّه علم أنّ الذّنب خير للمؤمن من العجب و لو لا ذلك ما ابتلى مؤمنا بذنب أبدا . »
« خدا دانست كه گناه كردن براى مؤمن از خود بينى بهتر است ، و اگر چنين
هامش
[ 1 ] راستگويان درست كردار ، كسانى كه قولشان با فعلشان راست باشد .