تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
و همه چيز مسخّر قبضهء قدرت اوست ، و هر چه در عالم وجود هست يكسره از اوست . و خدا هر چه براى بنده مقدّر كرده است خير و صلاح بنده در آن است . و بسا كه مصلحت او در گرسنگى يا بيمارى يا فقر يا قتل يا امثال اينها باشد . و چون اين را دانست توحيد بر وجودش غلبه مىكند و بر هيچ كس خشم نخواهد گرفت و نسبت به آنچه بر او وارد مىشود غيظ نخواهد نمود . زيرا در اين هنگام مىداند كه هر چيزى در قبضهء قدرت اوست ، همچون قلم در دست نويسنده . پس همانطور كه كسى كه پادشاهى به قتل او فرمان داده بر قلم خشم نمىگيرد ، همين طور كسى كه خدا را شناخت و دانست كه اين نظام كلَّى بر وفق حكمت و مصلحت از او صادر شده است ، و اگر ذرّه اى از آن كه هست دگرگون شود از اصلح بودن بيرون مىرود ، بر هيچ كس خشم نخواهد گرفت . امّا غلبهء توحيد به اين وجه مانند كبريت احمر كمياب است و توفيق دست يافتن به آن از جانب خداى بزرگ است . و اگر براى بعضى از كسانى كه از لباس تن مجرّد شده‌اند حاصل شود همچون برق رباينده است ، و طبيعتا دل دوباره به توجّه و التفات به وسائط بر مىگردد ، و اگر دوام اين حال براى كسى تصوّر شود در مورد انبياء صدق خواهد كرد ، با اينكه التفات في الجملهء ايشان هم به وسائط انكار ناپذير است . ( هشتم ) آنكه متذكَّر باشد كه غضب از بيمارى دل و نقصان عقل است ، و باعث آن ضعف و نقص نفس است نه شجاعت و قوّت نفس ، و لذا ديوانه زودتر از عاقل خشمگين مىشود و مريض زودتر از سالم از جا در مىرود و پير ناتوان زودتر از جوان و زن زودتر از مرد غضبناك مىگردد و صاحب اخلاق بد و رذائل زشت زودتر از شخص با فضيلت به خشم مىآيد . چنان كه كسى كه پست و رذل است به از دست دادن يك لقمه خشمگين مىشود و بخيل به سبب تنگ چشمى وقتى حبّه اى از مالش از كف برود غضب مىكند ، حتّى بر عزيزان و فرزندان خود . امّا نفس نيرومند و با فضيلت شأنش از اين والاتر است كه براى چنين امورى متغيّر و مضطرب گردد ، بلكه همچون كوهى بلند است كه طوفانها تكانش نمىدهد . و از اين روست كه سيّد انبياء صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : « ليس الشّديد بالصّرعة ، انّما الشّديد الَّذى يملك نفسه عند الغضب . »