تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
« خداى تعالى به يكى از پيغمبرانش وحى فرستاد : اى پسر آدم در حال خشمت مرا ياد كن تا در حال خشمم تورا ياد كنم و با آنها كه نابودشان مىكنم نابودت نكنم ، و هر گاه به تو ستمى رسيد به انتقام گرفتن من راضى باش ، زيرا انتقام گرفتن من براى تو بهتر است از انتقام گيرى تو براى خودت » . و نيز فرمود : « از پدرم شنيدم كه : مردى از اهل باديه به خدمت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آمد و گفت : من مردى باديه نشين هستم مرا سخنى جامع ياد ده . فرمود : ترا امر مىكنم كه غضب مكن . و آن اعرابى سه بار خواستهء خود را تكرار كرد و همان پاسخ را شنيد تا اينكه مرد به خود آمد و گفت : بعد از اين چيزى پرسش نخواهم كرد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم مرا جز به خير فرمان نداده است . » و فرمود : « مردى نزد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آمد و گفت : يا رسول الله مرا پندى بياموز تا از آن پند گيرم فرمود : برو خشمگين مباش ، سپس باز گشت و همين جمله را سه بار شنيد » . و نيز فرمود : « من كفّ غضبه ستر الله عورته » « هر كه غضب خود را نگه دارد ، خداوند عيب او را مىپوشاند » . و اخبار ديگرى نيز در اين خصوص رسيده است . ( چهارم ) آنكه فوائد ضدّ غضب يعنى حلم و فرو خوردن غيظ و اخبارى را كه در ستايش آنها وارد شده - چنان كه خواهد آمد - ملاحظه كند ، و خود را خواهى نخواهى بر آن بدارد ، و حلم و بردبارى را بر خود ببندد و خشم خود را ظاهر نسازد ، كه اگر مدّتى چنين كند حلم به تدريج عادت و بر نفس گوارا مىشود و غضب ريشه كن مىگردد . ( پنجم ) اينكه فكر را بر هر كردار و گفتارى كه از او سر مىزند مقدم دارد و خود را از صدور غضب محافظت كند . ( ششم ) احتراز از مصاحبت و معاشرت با كسانى كه غضب بر آنان غالب است و در صدد تشفّى غيظ خود و پيروى از خشم خويش مىباشند ، و اين را مردى و شجاعت مىنامند ، و مىگويند : ما بر فلان امر و فلان امر صبر نداريم و از هيچ كس چيزى را تحمّل نمىكنيم ، و مجالست با اهل حلم و كسانى كه خشم خود را فرو مىخورند و عفو و گذشت دارند . ( هفتم ) اينكه بداند كه هر چه واقع مىشود به قضا و قدر خداوند است ،