تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
به عيان ديده معتقد نباشد . و امّا چيزى را كه نديده و نشنيده و فقط از راهى كه نمىداند به دلش افتاده پس شيطان آن گمان را به دل او انداخته ، و بايد آن را تكذيب كند ، زيرا شيطان از هر فاسقى فاسقتر است . و خداوند مىفرمايد : « إن جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَاءٍ فَتَبَيَّنُوا أنْ تُصيبُوا قَوْما بِجَهالَةٍ » 49 : 6 . « اگر فاسقى شما را خبرى آورد بررسى و تحقيق كنيد مبادا گروهى را از روى جهالت آسيب زنيد » . بنابراين براى اهل ايمان جايز نيست كه شيطان لعين را در خبرى كه به دل افكنده ، چنانچه قابل تأويل به خلاف آن باشد ، تصديق كنند ، اگر چه بعضى قرائن فساد همراه آن باشد . مثلا اگر عالمى را در خانهء امير ظالمى ببينى گمان مبر كه به طمع مال حرام آنجا رفته ، زيرا محتمل است كه رفتنش براى دادرسى و كمك مظلومى باشد . و اگر از دهان مسلمانى بوى شراب يا بى جزم نكنى كه شراب حرام آشاميده و حدّ بر او واجب شده ، زيرا ممكن است آن را مضمضه كرده و ريخته باشد يا به جبر و قهر به كامش ريخته باشند . به هر حال سوء ظنّ مباح نيست مگر آن گونه كه در مورد اموال مسلمين مباح است ، و آن مشاهدهء صريح يا قيام بيّنه ( دليل روشن ) و شهود است . و اگر يك عادل به بدى مسلمانى خبر دهد واجب است در خبر او درنگ كنى ، نه تصديق كنى و نه تكذيب ، زيرا تكذيب عادل خيانت به اوست ، يعنى گمان دروغ گفتن او خود سوء ظنّ است ، و همچنين اگر ظنّ عداوت يا حسد برى كه اين گمان خود تهمت و به منزلهء ردّ شهادت اوست . و اگر او را تصديق نمائى به مسلمانى كه از او خبر داده شده خيانت كرده اى ، زيرا به او گمان بد برده اى ، با اينكه احتمال مىرود كه آن عادل سهو كرده يا امر بر او مشتبه شده باشد به طورى كه در خبر خلاف واقع خود گناهكار و فاسق هم نباشد . و بالجمله : سزاوار نيست كه به يكى حسن ظن و به ديگرى سوء ظن داشته باشى ، و بنا بر اين بايد كسى را كه به بدى ياد شده به همان حال سابق بنگرى و خبر بد را در پرده نگه دارى ، زيرا دليلى قطعى يا حجّتى شرعى كه قبولش واجب باشد بر سوء حال او نيافته اى ، و خبر شخص عادل را بايد بر امكان سهو و اشتباه ، كه در خبر دادن ممكن است پيش