و نيز فرمود :
« وَذلِكُمْ ظَنُّكُمْ الَّذى ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أرداكُمْ » 41 : 23 ( فصلت 23 ) « اين گمان شما كه به خداى خود برديد شما را هلاك كرد » .
و فرمود :
« وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوءِ وَكُنْتُمْ قَوْما بُورا » 48 : 12 . ( فتح 12 ) « و گمان بد برديد و گروهى هلاك زده شديد » .
و امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « ضع أمر أخيك على أحسنه حتّى يأتيك ما يغلبك منه ، و لا تظنّنّ بكلمة خرجت من أخيك سوعا و أنت تجد لها في الخير محملا » .
« كار برادر دينى خود را به بهترين وجه و محمل توجيه و حمل كن تا بقدرى كه ظنّ غالب [ از بدى او ] براى تو پيدا شود ، و از سخنى كه از [ دهان ] برادرت بيرون آيد تا وقتى كه مىتوانى محمل خوبى براى آن بيابى گمان بد مبر » .
و بى شك كسى كه با گمان بد نسبت به ديگرى حكم مىكند شيطان او را وا مىدارد كه از او غيبت كند يا در بزرگداشت و احترام او بىاعتنائى و سستى نمايد و در اداى حقوق او كوتاهى كند ، يا به ديدهء حقارت به او بنگرد و خود را از او بهتر بداند . و اين همه از مهلكات است . به علاوه ، بدگمانى به مردم از لوازم پليدى و خبث باطن است ، چنان كه خوش گمانى از نشانه هاى سلامت و طهارت دل به شمار مىرود . پس هر كه نسبت به مردم سوء ظن داشته باشد و عيوب و لغزشهاى آنان را بجويد خبيث النّفس و بيمار دل است ، و هر كه به مردم گمان نيك داشته باشد و عيوب آنان را بپوشاند پاكدل و خوش باطن است . بدين گونه مؤمن خوبيهاى برادر مؤمن خود را آشكار مىسازد و منافق بديهاى مسلمان را افشا مىكند ، و از كوزه همان برون تراود كه در اوست .
و سرّ اينكه بدگمانى علامت خباثت و از اغواء شيطان است و در شرع از آن نهى شده اين است كه : اسرار قلوب را جز علام الغيوب نمىداند ، و هيچ كس حقّ ندارد نسبت به ديگرى اعتقاد بد داشته باشد مگر اينكه بديش به نحو آشكار كه قابل تأويل به خير نباشد معلوم شود ، زيرا در اين صورت نمىتواند به علم خود و آنچه
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٤١