تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
از گياهان تباه كنندهء كشت نكوشد و آنگاه بنشيند و منتظر روئيدن كشت و درو كردن آن باشد انتظارش را حمق و غرور نامند ، همچنين كسى كه بذر ايمان در زمين دل خود نيفكند يا بيفكند ولى خانهء دلش آكنده از رذائل و اخلاق بد و در درياى شهوات و لذّات پست غوطه ور باشد و آن را به آب طاعتى سيراب نكند و با اين همه انتظار مغفرت داشته باشد انتظار وى حمق و غرور است . و همانطور كه كسى كه بذر را در زمين خوب و پاك ولى بى آب بيفشاند و بنشيند و به انتظار باران باشد در صورتى كه باران در آنجا معمولا فراوان و كافى نمىبارد ، اگر چه ممتنع هم نباشد ، انتظار او تمنّى و آرزو ناميده مىشود ، همين طور كسى كه بذر ايمان در زمين دل بيفكند و ليكن با آب طاعات سيرابش نكند و به انتظار بنشيند كه لطف و فضل الهى او را مورد مغفرت قرار دهد انتظارش تمنّى و آرزوست . بدين سان اميدوارى و رجاء در وقتى صدق مىكند كه آدمى توقّع و انتظار محبوبى را داشته باشد كه اسبابى را كه در اختيار اوست فراهم كرده باشد و ديگر چيزى نمانده باشد مگر آنچه در اختيار او نيست ، و اين همان فضل خداى تعالى است در بر طرف كردن موانع براى رسيدن به مقصود . پس احاديثى كه در ترغيب اميدوارى و در وسعت عفو پروردگار و رحمت و مغفرت او وارد شده مخصوص كسانى است كه رحمت و غفران را با عمل خاصّى كه زمينه و وسيلهء آن را فراهم مىكند و ترك گناهانى كه آن زمينه و وسيله را از ميان مىبرد توأم و همراه كرده باشند . پس اى برادر به هوش باش كه شيطان تورا فريب ندهد كه از عمل ( طاعات و عبادات ) باز دارد و تو را به اميد و آرزوى صرف دلخوش سازد . و نظرى به حال انبياء و اولياء بيفكن و كوشش آنان را در طاعات و صرف شب و روز عمرشان را در عبادات بنگر . مگر آنان به عفو و رحمت پروردگار اميدوار نبودند ؟ چرا به خدا سوگند ايشان به وسعت رحمت خدا داناتر بودند و از تو و هر كس به آن اميدوارتر . و ليكن مىدانستند كه اميد به رحمت بدون عمل غرور محض و سفاهت صرف است . پس عمر خويش در عبادات گذراندند و شب و روزشان را در طاعات