تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
به سر بردند . ما نخست به بعضى از آيات و اخبارى كه دربارهء اميدوارى و رجاست اشاره مىكنيم سپس به اخبارى كه رجاء بدون عمل را بىمعنى مىداند مىآوريم تا دانسته شود كه اطلاق آيات و اخبار دستهء اول همان حكم دستهء دوم را دارد . پس مىگوئيم : آيات و اخبار مربوط به رجاء بىشمار است و آنها بر چند قسم است : ( اوّل ) آيات و اخبارى كه در آنها از يأس و نااميدى نهى شده است مانند : « يا عِبادِىَ الَّذِينَ أسْرَفُوا عَلى أنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله » 39 : 53 ( زمر ، 53 ) « اى بندگان من كه بر خود ستم و اسراف كرده‌ايد ، از رحمت خدا نااميد نشويد » . و على عليه السّلام به مردى كه به سبب ترس از بسيارى گناه به نااميدى كشانده شده بود ، فرمود : « اى مرد يأس تو از رحمت خدا از گناهان تو بزرگتر و بدتر است . » و از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت شده است كه فرمود : « اگر آنچه را من مىدانم شما هم مىدانستيد كمتر مىخنديديد و بسيار مىگريستيد و سر به كوه و بيابان مىنهاديد و بر سينه هاى خود مىزديد و به خدا پناه مىبرديد . جبرئيل فرود آمد و گفت : پروردگارت مىفرمايد بندگانم را نااميد مكن . پس پيغمبر آنان را به اميد و شوق آورد » . و نيز روايت شده است كه : « مردى از بنى اسرائيل مردم را از رحمت خدا نااميد مىكرد و بر آنها سخت مىگرفت و آنها را مىترسانيد . خداوند در قيامت به وى خواهد گفت : امروز من تو را از رحمت خود مأيوس مىكنم همچنان كه بندگان مرا از من نااميد ساختى » . ( دوم ) آنچه در ترغيب بر رجاء و اينكه اميدوارى سبب نجات است وارد شده ، چنان كه در اخبار مربوط به يعقوب آمده : « خداوند به او وحى كرد مىدانى چرا بين تو و يوسف را جدائى انداختم ؟ براى آنكه گفتى : « وَأخافُ أنْ يَأكُلَه الذّئبُ وَأنتُمْ عَنْه غافِلُونَ » 12 : 13 ( يوسف ، 13 ) . « مىترسم از او غافل شويد و گرگش بخورد » . چرا از گرگ بيم داشتى و به من اميدوار نبودى ؟ و چرا به غفلت برادرانش