تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
ايمناند و به قول خود ( كه از مكر خدا ايمن نيستيم ) وفا نكرده باشند . چنان كه وقتى إبراهيم عليه السّلام را در منجنيق نهادند گفت : خدا مرا كافى است . و اين سخن از دعاوى بزرگ بود . پس امتحان شد و جبرئيل در هوا خود را به وى عرضه كرد و گفت : آيا حاجتى دارى ؟ إبراهيم گفت : به تو نه . و اين پاسخ وفا به قولش بود ، و خداى تعالى از اين وفاى او خبر مىدهد : « وَإبراهيمَ الَّذى وَفَّى » 53 : 37 ( نجم ، 37 ) « و إبراهيم كه وفا كرد » . و بالجمله : مؤمن را نسزد كه از مكر خدا ايمن باشد ، چنان كه ملائكه و انبيا ايمن نيستند ، و چون از مكر خدا ايمن نبود پيوسته از او خائف خواهد بود . تتميم ( خوف و رجاء ملازم يكديگرند ) رجاء و اميدوارى عبارت است از انبساط و سرور در دل به سبب امر محبوبى ، و آن همراه با خوف است . زيرا خوف - چنان كه دانستى - عبارت است از ناراحتى و اضطراب در انتظار رسيدن پيشامد مكروه و ناگوار . و البتّه آنچه حصولش ممكن است عدم حصولش نيز ممكن است و آنچه پديد آمدنش مكروه است پديد نيامدنش محبوب است . پس همانگونه كه توقّع و انتظار حصولش رنجآور است توقّع و انتظار عدم حصولش شادى بخش است . بنابراين خوف از بود چيزى با اميدوارى به نبود آن چيز و خوف از عدم چيزى با رجاء به وجود آن همراه است . پس خوف و رجاء ملازم يكديگرند ، هر چند ممكن است يكى بر ديگرى از جهت بسيارى حصول اسباب آن غلبه كند . ولى اگر به جاى احتمال حصول يا عدم حصول چيزى يقين به يكى از آن دو حاصل شود ديگر خوف و رجائى وجود ندارد ، بلكه انتظار مكروه يا انتظار محبوب ناميده مىشود . سپس بايد دانست كه همانطور كه خوف از متعلَّقات قوهء غضب است و نوع پسنديده و ستودهء آن ، به دليل اينكه مقتضاى عقل و شرع و باعث بر عمل به سبب بيم و ترس است ، از فضائل آن به شمار مىرود همينطور رجاء متعلَّق به آن و از
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 298 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي