بلكه به خاطرت نمىگذرد كه تو را پروردگارى است آراسته به صفات كمال ، بلكه در خواب غالبا امور باطل و خيالهاى فاسد كه به آنها انس و الفت گرفته اى مىبينى .
پس اگر بهنگام قبض روح دل تو مشغول يكى از امور دنيا باشد و متوجّه به خدا و ملتفت معرفت او و مبتهج به حبّ و انس او نباشد هميشه و براى ابد بر اين حالت باقى خواهى ماند ، و شقاوت و زيانكارى بزرگ همين است .
پس اى دوست سر از خواب غفلت بردار و از مستى طبيعت هوشيار شو ، و دوستى دنيا را از دل بيرون كن و با همهء هستى به آستان پروردگار خود روى آر ، و از دنيا به قدر ضرورت قناعت كن و بيش از مقدار حاجت مجو ، و از خوراك به آن قدر بس كن كه حفظ حيات شود كه زياده خوردن آدمى را از قرب پروردگار دور مىسازد . و از جامه به اندازه اى كه تن را بپوشاند خرسند باش و از مسكن به مقدارى كه از چشمها و از گرما و سرما و باران محفوظ باشى اكتفا كن ، كه اگر از اين بيشتر بخواهى غم و اندوهت بسيار مىشود و دل هر لحظه به فكرى مشغول و گرفتار مىگردد و رنج و محنت هر دم تورا فرو مىگيرد و خيرات و بركات عمرت تباه و ضايع مىشود .
و بعد از آنكه امور دنيوى را از خود دور كردى همواره متوجّه دل خود باش و لحظه اى از آن غافل مشو و پيوسته سعى كن جز به معرفت و محبّت خدا نپردازد ، و بايد قرب و انس به خدا بالاترين مرتبهء همّت تو باشد ، زيرا خردمند به آنچه شريفتر و كاملتر است ميل و اشتياق دارد و به آنچه نيكوتر و سودمندتر است شاد مىشود . و شكَّى نيست كه اشرف و اكمل موجودات خداى سبحان است ، بلكه موجود و كمال حقيقى تنها اوست و موجودات و كمالات ديگر همه از فيض و تراوش وجود و فضل اويند . و علوّ و كمال و بهاء و جلال او فوق آن است كه بتوان تصوّر كرد . و معرفت و حبّ او بهترين و نافعترين چيزها براى آدمى است زيرا كه باعث سعادت ابدى و بهجت دائمى است ، و سزاوار نيست كه عاقل براى اشتغال به لذايد بىارزش دنيا آن را رها كند بلكه شايسته است كه زمام دنيا را به گردنش افكند و نفس شريف خويش را از چنگال آن نجات بخشد و با همهء وجود به خدا متوجّه شود و شادى و ابتهاج او جز به حبّ و انس خدا نباشد .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٩٦