تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
« خدا از مؤمنان جانها و اموالشان را خريد كه [ در برابرش ] بهشت از آنان باشد » . از اينجا معلوم مىشود كه كشته شدنى كه به سبب شهادتى كه ذكر شد نباشد باعث اطمينان از اين خطر نيست اگر چه به ظلم كشته شده باشد يا به صحنهء جهاد رفته باشد امّا اين هجرتش به سوى خدا و رسول نباشد بلكه براى به دست آوردن دنيا ( مقام ، مال ، زن ، . . . ) باشد . از آنچه گفته شد آشكار است كه : سوء خاتمه با اسباب مختلفى كه دارد به احوال دل بر مىگردد و حالت دل يا انديشهء نيك است يا انديشهء بد يا انديشهء مباح . پس كسى كه روحش در حال اشتغال به انديشهء مباح از دنيا برود نمىتوان حكم كرد كه سرانجامش نيك است يا بد ، بلكه كارش با خداست ، اگر چه احتمال نجاتش بعد از غلبهء أعمال شايسته بر أعمال ناشايسته بيشتر است . و كسى كه روحش با انديشهء بد بيرون رود : « فَقَدْ ضَلّ ضَلالا بَعيدا » 4 : 116 و « خَسِرَ خُسْرانا مُبينا . » 4 : 119 ( نساء ، 116 - 119 ) « به ضلالت افتاده است ، ضلالتى دور . » و « زيانى آشكار كرده است » . و كسى كه روحش با انديشه و خاطر نيك از بدن جدا شود و دل او متوجّه خدا و آكنده از حبّ و انس او باشد به رستگارى جاويد فايز شده است و اين موقوف است بر مجاهدهء بسيار تا نفس را از شهوات حيوانى باز دارد و محبّت دنيا را يكسره از دل بيرون كند و از ارتكاب معاصى و از مشاهدهء آنها و تفكَّر دربارهء آنها و از همنشينى با اهل گناه و شنيدن حكايات آنان احتراز نمايد ، بلكه از مباحات دنيا به طور كلَّى كناره گيرد و درون خود را از ما سوى اللَّه پاك سازد و رشتهء دلبستگى به هر چيزى را ببرد و با تمامى وجود و سراسر هستى خويش به خدا بپيوندد ، و محبّت هر چيزى را جز محبّت او از دل بيرون كند ، تا دوستى و ياد خداى سبحان و انس به او ملكهء راسخ شود و بر قلب به هنگام مرگ غالب و مستولى باشد . و بدون اين مجاهده نمىتوان به خاتمهء خير و نجات مطمئن شد . و چگونه مىتوان مطمئن شد و حال آنكه دانستى كه بيهوشى پيش از مرگ شبيه خواب است ، و در بيشتر خوابهائى كه مىبينى در آن حالت در دل خود محبّت و انس و توجّه به خدا را نمىبينى