فصل 7 ( ترس از سوء خاتمه و اسباب آن )
پيش از اين اشاره شد كه بالاترين ترسها ترس از سوء خاتمه است و اين ترس اسباب گوناگونى دارد كه مرجع همهء آنها سه چيز است :
( اوّل ) كه از همه بزرگتر و بدتر است اين است كه وقتى سكرات و هول و اضطراب مرگ نمايان گردد در عقايد آدمى خلل پديد آيد و شك يا انكار بعضى از حقايق بر دل عارض شود و با همين حال قبض روح شود و اين انكار يا شك پرده اى بين او و خداى تعالى گردد كه باعث دورى دائم از خداوند و محروميّت و خسران ابدى و عذاب جاودان خواهد بود .
امّا اين انكار يا شك يا مربوط است به بعضى از عقايد اصولى مانند توحيد و علم و ديگر صفات كمال خداى تعالى ، و هر يك از اينها در هلاك و سقوط نفس در بيدينى و كفر كلى است ، يا متعلَّق است به همهء آنها خواه در اصل و يا به نحو سرايت . و مراد از سرايت اين است كه آدمى ممكن است دربارهء ذات و صفات و افعال خداوند اعتقادى خلاف حقّ و واقع داشته باشد ، خواه به رأى و عقل خود يا به تقليد ، و چون مرگ فرا رسد و سكرات آن ظاهر گردد و دل نسبت به معتقدات خود مضطرب و متزلزل شود ، چه بسا بطلان آنچه از روى جهل معتقد بود منكشف شود - زيرا حال مرگ حال كنار رفتن پرده است - و همين امر ممكن است بطلان بقيّهء عقايد او يا شك در آنها را ، هر چند مطابق واقع باشد ، به دنبال آورد . زيرا در
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٨٦