تا به وسيلهء آن خود را از صدمهء خوف كه منجر به يأس و نااميدى يا يكى از زيانهاى مذكور مىشود نگاه دارند . پس خوف پسنديده آن است كه آدمى را با حفظ حيات و تندرستى و سلامت عقل به عمل رهنمون شود . و اگر از حدّ بگذرد مرضى است كه بايد آن را علاج كرد . يكى از مشايخ عرفا به مريدان رياضت كش خود كه روزهائى گرسنه مانده بودند گفت : « عقل خود را حفظ كنيد ، كه خداى تعالى را ولىّ ناقص العقل نخواهد بود » . و معناى اين گفتار كه « هر كه از خوف خداى تعالى بميرد شهيد است » اين است كه مرگ او اگر به وسيلهء خوف باشد برتر است از مرگ بدون خوف ، نه اينكه از حياتى كه در طاعت خدا و تحصيل معارف صرف شود بهتر است . زيرا كسى كه در درجات معارف و طاعات در حال ترقّى و تكامل است در هر لحظه ثواب شهيد دارد . پس برترين سعادت عمر دراز در تحصيل علم و عمل است ، و هر چه به عمر يا عقل يا سلامت آسيب برساند خسران و نقصان است .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٨٢