تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
حديث نفس و خيال و خاطرى است كه سزاوار نام خوف نيست . و اگر مفرط و زياده از حدّ باشد بسا كه منجر به نااميدى از رحمت خدا شود و اين گمراهى است : « وَمَنْ يَقْنَطُ مِن رَحْمَة رَبِّه الا الضّالَّونَ » 15 : 56 ( حجر ، 56 ) . « جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگار خود نوميد مىشود ؟ » يا به يأس مىانجامد كه يأس از لطف و رحمت خدا كفر است : « لا يَيأَسُ مِنْ رَوحِ الله الا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » 12 : 87 ( يوسف ، 87 ) . « از رحمت خدا جز گروه كافران نوميد نمىشوند » . و شكَّى نيست كه خوفى كه به يأس و نااميدى برسد آدمى را از عمل باز مىدارد زيرا نشاط خاطر را كه انگيزهء عمل است از ميان مىبرد و كسالت را كه مانع از عمل است پديد مىآورد . و چنين خوفى محض فساد و نقص و عين قصور و خسران است . و در نظر عقل و شرع مطلقا هيچ رجحانى ندارد . زيرا هر خوفى در حقيقت نقص است چون ناشى از عجز و ناتوانى و بيچارگى است ، از آن رو كه متعرّض محذورى است كه دفع آن براى او ممكن نيست . و به علاوه با جهل همراه است زيرا از سرانجام كار بىخبر است ، كه اگر علم داشت ترسان نبود و خوف - چنان كه گفته شد - در مورد چيزى است كه مشكوك باشد . پس بعضى از موارد خوف كمال است در حالى كه در موارد بيشتر نقص است . و به اعتبار اينكه از معاصى باز مىدارد و به ورع و تقوى و مجاهده و ذكر و عبادت و ديگر اسباب قرب و انس به خدا رهنمون مىشود كمال است ولى اگر به آنها رهنمون نشود في نفسه نقص است نه كمال ، زيرا كمال حقيقى و في نفسه آن است كه خداى تعالى را بتوان به آن وصف كرد مانند علم و قدرت و امثال اينها ، و آنچه وصف او به آن روا نباشد فى ذاته كمال نيست . و ممكن است به طور نسبى و نظر به بعضى از فوايد آن پسنديده باشد . بنابراين هر خوفى كه اين فوائد بر آن مترتّب نشود به سبب آنكه افراط است مذموم خواهد بود ، و چه بسا موجب مرگ يا بيمارى يا اختلال عقل گردد ، و اين مانند آن است كه براى تأديب كودكى را چنان بزنند كه بميرد يا چارپائى را هلاك كنند يا عضوى از آن را بشكنند . و در شرع رجا و اميد مورد ستايش قرار گرفته و مردم به آن مكلَّف شده اند
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 281 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي