تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و نيز فرمود : « ممّا حفظ من خطب النّبىّ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم أنّه قال : ايّها النّاس إنّ لكم مما لم فانتهوا إلى معالمكم ، و إنّ لكم نهاية فانتبوا إلى نهايتكم ، ألا إنّ المؤمن يعمل بين مخافتين : بين أجل قد مضى لا يدرى ما اللَّه صانع فيه ، و بين أجل قد بقى لا يدرى ما اللَّه قاض فيه ، فليأخذ العبد المؤمن من نفسه لنفسه و من دنياه لآخرته ، و في الشّبيبه قبل الكبر ، و في الحياة قبل الممات ، فو الذي نفس محمد بيده ما بعد الدّنيا من مستعتب و ما بعدها من دار إلا الجنّة و النّار . » « از خطبه هاى پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه حفظ شده اين است كه فرمود : اى مردم شما را نشانه هائى است [ از قرآن و سنّت ] به آنها برسيد و شما را پايانى است به آن برسيد . همانا مؤمن بين دو ترس عمل مىكند : بين مدّتى كه از عمرش گذشته و نمىداند خدا با او چه خواهد كرد و بين زمانى كه از عمرش باقى مانده و نمىداند خدا دربارهء او چه حكم مىكند . پس بندهء مؤمن بايد از [ عمر ] خود براى خود و از دنيا براى آخرت خود و در جوانى پيش از پيرى و در زندگى قبل از مرگ توشه گيرد . سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست بعد از دنيا عذر خواهى و توبه ممكن نيست و خانه اى جز بهشت و دوزخ نخواهد بود » . و أخبارى كه در برترى و ستايش علم و تقوى و ورع و گريه و رجاء وارد شده دلالت بر فضيلت خوف دارد . زيرا همهء اينها يا سبب خوفند يا مسبّب و اثر آنند ، تقوى و ورع حاصل و نتيجهء خوفند و گريه ثمره و لازمهء آن است و رجاء ملازم و همراه آن ، زيرا تا كسى اميد به محبوبى نداشته باشد از فقدان و گذشتن آن ترسى ندارد ، و اگر از فوت و فقدان آن نمىترسيد آن را دوست نمىداشت . پس بيم و اميد از يكديگر جدا نيستند ، اگر چه ممكن است يكى بر ديگرى غالب شود . زيرا شرط آن دو اين است كه به چيز مشكوك تعلَّق گيرند ، چون امر معلوم مورد خوف و رجاء نيست . محبوبى كه مورد شك است فرض و تقدير وجودش به دل نشاط مىدهد و اميد همين است و فرض و تقدير عدمش دل را ناراحت مىكند و ترس همين است . و اين دو تقدير دو امر متقابلند . بلى ، گاهى يكى از دو طرف شك