گونهء چهره اش برسد ، اگر چه به قدر سر مگسى باشد ، مگر آنكه خدا آن چهره را بر آتش دوزخ حرام كند » .
و فرمود : « إذا اقشعرّ قلب المؤمن من خشية اللَّه تحاتّت عنه خطاياه كما يتحات من الشّجر و رقها . »
« چون دل مؤمن از ترس خدا بلرزد خطاهاى او مانند برگ درخت فرو ريزد . » و نيز فرمود :
« لا يلج النّار أحد بكى من خشية اللَّه حتّى يعود اللَّبن في الضّرع . »
« كسى كه از خوف خدا بگريد داخل جهنّم نمىشود مگر اينكه شير دوشيده به پستان باز گردد » .
و امام سجّاد عليه السّلام در دعائى چنين مىگويد : « سبحانك عجبا لمن عرفك كيف لا يخافك » .
« منزّهى تو اى خدا شگفتا از كسى كه تورا مىشناسد چگونه از تو نمىترسد . » و امام باقر عليه السّلام فرمود : « امير المؤمنين عليه السّلام نماز صبح را در عراق با مردم گزارد و بعد از نماز آنها را موعظه فرمود و گريست و مردم را از خوف خدا گريانيد سپس فرمود : به خدا سوگند كه در زمان دوستم رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله گروهى را مىديدم كه صبح را شام مىكردند در حالى كه ژوليده مو و غبار آلود و گرسنه بودند و پيشانيشان چون زانوى شتر پينه بسته شبها را در قيام و سجود براى پروردگارشان به سر مىبردند ، گاهى بر پا ايستاده و زمانى به سجده مىرفتند ، با پروردگار خويش براى رهائى از آتش دوزخ مناجات مىكردند ، به خدا قسم كه با اين همه مىديدم كه خائف و ترسان بودند » ، و در روايت ديگر : « گويا صداى شعله هاى آتش جهنّم در گوشهاشان بود ، و چون نام خدا در نزدشان ياد مىشد مانند شاخه هاى درخت مىلرزيدند كه گويا شب را به غفلت گذراندهاند » . سپس امام باقر عليه السّلام فرمود :
« ديگر كسى آن حضرت را تا هنگام مفارقت از دنيا خندان نديد . » و امام صادق عليه السّلام فرمود :
« من عرف اللَّه خاف اللَّه ، و من خاف اللَّه سخت نفسه عن الدّنيا . »
« هر كه خدا را شناسد از او بترسد ، و هر كه از خدا بترسد دل از دنيا بر كند » .
و فرمود : « إنّ من العبادة شدّة الخوف من اللَّه تعالى ، يقول اللَّه : « إنّما يخشى اللَّه
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 276
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٧٦