آفريد كه جاهاى غذاى خود را ببيند و به سمت آن پرواز كند . و چون حدقه اش كوچك بود و جاى پلك و مژه در آن نبود كه آن را از خاشاك و غبار محافظت كند براى پشه و مگس و مانند آنها از حيوانات كوچك دو دست قرار داد تا غبار و خاشاك از حدقه بزدايند . مگر نمىبينى كه مگس پيوسته دو دست خود را بر دو حدقهء خود مىكشد . و امّا براى دو حدقهء چشم انسان و غير او از حيوانات بزرگ جثّهء پلكها آفريد تا بر يكديگر منطبق شوند و غبارى كه در حدقه جمع شده به اطراف روانه كنند . و اين شرح ، مقدار اندكى است از شگفتيهاى صنع خداوند در آن . و از عجائب ظاهرى و باطنى چندان در آن هست كه اگر اوّلين و آخرين جمع شوند از درك و احاطه به كنه همهء شگفتيهاى عيان و نهان آن عاجز و ناتوان گردند .
امّا ( زنبور ) - بينديش كه چگونه خداى تعالى به او وحى ( الهام غريزى ) كرد تا در كوهها و درختان و بناها كه مردم بالا مىبرند خانه كند :
« وَأوحى رَبّكَ إلَى النَّحْلِ أنِ اتَّخِذى مِنَ الْجِبالِ بُيُوتا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ » 16 : 68 ( نحل ، 68 ) .
و از آب دهان آن موم و عسل بيرون آورد ، كه يكى ضياء ( نور شمع ) و ديگرى شفاست . و در عجائب امر آن بنگر كه از گلها و شكوفه ها غذاى خود را مىگيرد و از نجاستها و كثافتها اجتناب مىكند ، و براى يكى از آن جمله كه امير آنهاست اطاعت و انقياد قرار داد . و فكر كن كه چگونه خداوند به امير آنها آموخت كه به عدل و انصاف در بين آنها حكم كند تا آنجا كه يكى را بر در خانه گمارد تا هر كدام نجس باشد راه ندهد و بكشد . آنگاه بنگر كه از موم خانه سازد و شكل شش گوشه را برگزيند و به شكل مستدير يا مربّع يا پنج گوشه نسازد بلكه شش گوشه را براى خاصيّتى كه در آن هست اختيار كند زيرا با شكل نحل كه مستدير مستطيل است تناسب دارد و اگر براى خانه سازى شكل مربّع يا مستدير را انتخاب مىكرد زوايا و مواضع خارجى و داخلى آن ضايع مىماند . پس بينديش كه چگونه خداوند به زنبور با خردى جرمش از روى لطف و عنايت چيزها آموخت تا زندگيش گوارا و خوش باشد . فسبحانه ما أعظم شأنه . و ما اندكى از عجايب حكمتى كه در آن نهاده شده ياد كرديم و احاطه بر همهء شگفتيهاى ظاهرى و باطنى
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٣٧