تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مىكند ، يا وهمش دنبال حساب سوداگران يا پاسخ دشمنان و تصوّر نابود كردن دشمنان به انواع مختلف مىرود ، بىآنكه اين فكر و خيال تأثير و فايده اى داشته باشد . و از جمله ، تطيّر و فال بد زدن است ، كه گاهى به حدّى مىرسد كه امور اتّفاقى را كه بر پيشامد بدى دلالت دارد ، هر چند نزد مردم مشهور و معروف نباشد ، تخيّل مىكند و از آن به وحشت و اضطراب مىافتد . و گاه در نيروى وهم خباثت و شيطنتى پيدا مىشود كه غالبا به رنج و ناراحتى مىكشاند يا او را به آنچه مىخواهد و شاد مىكند نمىبرد ، مثل تصوّر از دست رفتن اموال و اولاد و ابتلا به بيماريها و رسيدن مكروهات از ديگران به او و غالب شدن دشمنان بر او . و بسا اتّفاق مىافتد كه به اين تخيّلات خود به سبب آنكه قوهء عاقله مغلوب قوهء واهمه شده است باور و اذعان مىكند و دچار نوعى اضطراب و شكستگى مىشود . و كم اتّفاق مىافتد كه اين قوهء وهميّه آدمى را به چيزى رهنمون شود كه مىخواهد و مىجويد مثل تخيّل پيروزى و حصول توسعه در اموال و اولاد ، بد انسان كه در نزد خود آن را باور كند و از آن انبساط و نشاطى برايش پديد آيد . و اين بدترين و پستترين وسوسه هاست ، و چه بسا كه منشأ بعضى از اين خيالات و توهّمات نوعى اختلال در دماغ باشد . در هر حال همهء انواع و اقسام ياد شده براى نفس زيانآور و فساد انگيز است و در آن نوعى افسردگى و پژمردگى و شكستگى ايجاد مىكند و او را از آنچه براى آن آفريده شده است باز مىدارد . و از جمله ، خواطرى است كه به تفّأل ( فال نيك زدن ) باز مىگردد و تفّأل ناپسند نيست . و از رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل شده است كه تفّأل را دوست مىداشت و خود بعضى از امور را به فال نيك مىگرفت . و از جمله ، وسوسه در عقايد است به حدّى كه منجر به شكّ زايل كنندهء يقين و ايمان نمىشود ، و الا موجب تزلزل و خروج از ايمان و يقين مىگردد . و مراد ما از وسوسه در اينجا حديث نفس در عقايد است كه به ايمان زيانى نمىرساند و مورد مؤاخذه نيست - چنان كه شرح آن خواهد آمد . دنباله : از آنچه گفتيم معلوم شد كه جولان خواطر غالبا يا مربوط به گذشته