باشد و به بدى بخواند « وسوسه » نام دارد و اگر نيك و ستوده باشد و به خير دعوت كند « الهام » ناميده مىشود .
توضيح آنكه : مثل قلب نسبت به خاطرى كه بر آن ورود و خطور مىكند همچون نشانه و هدفى است كه از هر سو به آن تير افكنند ، يا حوضى كه از نهرها و مجارى مختلف آب به آن بريزد ، يا بارگاه و ساختمانى است با درهاى متعدّد كه از آنها اشخاص مختلف داخل شوند ، يا آيينه اى است نصب شده كه صورتهاى گوناگون بر آن بيفتد . همانطور كه اين امور از آن حوادث جدا و منفك نمىشوند ، همينطور هم دل آدمى از واردات و خواطر خالى و منفك نمىماند ، و اين لطيفهء الهى پيوسته ميدان ورود آنها و جولانگاه برخورد آنهاست ، تا وقتى كه نفس از بدن پيوند بگسلد و از نيش عقربها و مارهاى تن آسوده و رها شود .
خاطر امرى است حادث كه ناگزير سبب و علَّتى دارد . پس اگر سبب آن شيطان باشد « وسوسه » است ، و اگر فرشته باشد « الهام » است و آنچه قلب را براى پذيرش وسوسه آماده مىكند « اغوا » ناميده مىشود ، و آنچه دل را آمادهء قبول الهام كند « لطف و توفيق » نام دارد . و سيّد رسولان صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به اين معنى اشاره فرموده است :
« فى القلب لمّتان : لمّة من الملك إيعاد بالخير و تصديق بالحقّ ، و لمّة من الشّيطان إيعاد بالشّرّ و تكذيب بالحقّ » .
« در قلب آدمى دو وارده و انديشه هست : وارده و انديشه اى از ملك كه به خير و تصديق حق وعده مىدهد و وارده و انديشه اى از شيطان كه به بدى و تكذيب حق مىخواند » . و نيز مىفرمايد : « قلب المؤمن بين إصبعين من أصابع الرّحمن »
« قلب مؤمن بين دو انگشت از انگشتان رحمان است » .
هامش
است كه بر دل بگذرد و نفس از آنها لذت برد و هواجس ناميده مىشود . و خواطر شيطانى كه به مخالفت با حق مىخواند ( چنان كه خداى تعالى فرمود :
« الشَّيطانُ يَعِدُكُمْ الْفَقْرَ وَيَأمُرُكُمْ بِالفَحشاء » 2 : 268 ( بقره ، 268 ) « شيطان شما را از تنگدستى مىترساند و به بدكارى وا مىدارد » .