برانگيختن احوال روحانى ايفا مىكند ، جز اينكه غالبا ضعيف مىشود و دستخوش اضطراب و تزلزل مىگردد و نيازمند است كه با گفتار و سخنان مربوط پاسدارى شود . و امّا كسى كه به مكاشفه و شهود راه يافته و آن را به خود پيموده ، ترسى از آن خطر دربارهء او نيست ، بلكه اگر پرده كنار رود يقين او افزون نشود هر چند روشنى آن بيشتر مىشود .
آگاهى : بدان كه آنچه پايه و بنياد توحيد مذكور است ، يعنى اينكه همهء اشياء از اسباب و وسائط مقهور و مسخّر قدرت ازلى مىباشند آشكار است . و بقيّهء آنچه در اين مقام آورديم از گفتار أبو حامد غزالى است كه يكى از علماى اخلاق ما [ شيعه ] از او پيروى كرده است ، و اشكالى در آن نيست مگر در مورد افعال و حركات انسان زيرا بديهى است كه نوعى اختيار براى انسان هست ، زيرا آدمى به ارادهء خود حركت مىكند و به ارادهء خود از حركت باز مىايستد ، علاوه بر اين كه اگر در همهء افعال و حركات خود مسخّر و مقهور بود جبر لازم مىآمد و تكليف و ثواب و عقاب صحيح نبود . و براى تحقيق اين مسأله جاى ديگرى هست و اينجا مناسب و در خور آن نيست . و حق اين است كه آنچه دربارهء آن گفته شده خالى از قصور و نقص نيست ، و بهتر است دربارهء آن سكوت نمود و به آداب شرع مؤدّب بود .
و از انواع رذائل ( مربوط به قوهء عاقله ) :
خواطر [ 1 ] نفسانى و وساوس شيطانى
است . بدان كه خاطر انديشه و خيالى است كه به دل بگذرد . پس اگر نكوهيده
هامش
[ 1 ] جمع خاطر ، و خاطر در لغت به معنى فكر و انديشه و خيال است و در اصطلاح به معنى وارد قلبى است . آنچه به دل وارد مىشود يا بر دل مىگذرد چهار گونه است :
ربانى ، ملكى ، نفسانى ، شيطانى ، خواطر يا واردات ربانى هرگز خطا نمىكند . خواطر ملكى باعث كارهاى نيك است و الهام نيز ناميده مىشود . خواطر نفسانى وسوسه هائى