تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
زبان سؤال و بازخواست بگشايد ، امّا با گفتارى استوار ثابت قدم شد و از وراى سرادقات ( سراپرده هاى ) جلال عرشى چنين ندا برآمد : » لا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسأَلُونَ « 21 : 23 ( انبياء ، 23 ) » خدا از آنچه مىكند سؤال و بازخواست نمىشود امّا آنها سؤال و بازخواست مىشوند « . پس سراسيمگى و دهشت از حضرت ذو الجلال او را فراگرفت و مدّتى در غشوهء خود بيهوش افتاد ، و چون به هوش آمد گفت : » منزّهى خدايا چه عظيم است شأن تو و پر عزّت است سلطان تو ، به تو بازگشت و بر تو توكَّل مىكنم ، و ايمان آوردم كه تو ملك جبّار واحد قهّارى ، از غير تو بيمى و به غير تو اميدى ندارم ، و از عقاب تو به عفو تو و از خشم تو به رضاى تو پناه مىبرم ، و جز اين براى من شايسته نيست كه از تو درخواست و به پيشگاه تو تضرّع كنم و بگويم : « اشْرَحْ لي صَدْرى » 20 : 25 ( طه ، 25 ) « سينه‌ام را بگشاى » تا تورا بشناسم ، « وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانى » 20 : 27 ( طه ، 27 ) « و گره از زبانم باز كن » تا تورا ثنا گويم . از پس پرده ندا آمد : « طمع مكن كه بتوانى ثناى شايسته بگويى ، كه سرور انبياء صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در اين آستان جز اين سخن نيفزود كه گفت : » سبحانك لا أثنى ثناء عليك كما أنت أثنيت على نفسك « » خدايا منزّهى از اينكه من تورا ثنائى [ در خور تو ] گويم آنچنانكه خود خويش را ثنا گويى « ، و طمع مكن كه به معرفت [ شايسته و كامل ] دستيابى كه سيّد اوصياء گفت : » العجز عن درك الإدراك إدراك ، و الفحص عن سرّ ذات السّرّ إشراك « » ناتوانى از درك آن ادراك خود ادراك است ، و تفحّص از سرّ آن ذات نهان شرك است « . پس بهرهء تو از درگاه ما همين بس كه از ملاحظهء جلال و جمال ما عاجزى و از ادراك نكته هاى حكم ما و افعال ما قاصرى » . در اين موقع سائل سالك بازگشت و از پرسشها و عتابها و اعتراضهاى خود پوزش خواست ، و به قلم و يمين و علم و اراده و قدرت و آنچه بعد از آن است گفت : « عذر مرا بپذيريد كه من در اين ديار غريبم و بتازگى به اين بلاد در آمده‌ام ، و اكنون