تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
عذر شما براى من درست و صحيح است و برايم كشف شد كه آن يگانهء ملك و ملكوت و يكتاى عزّت و جبروت همانا خداى واحد قهّار است ، و شما جز مسخّر فرمان و قهر و قدرت او نيستيد و در دست او مىگرديد ، و او نسبت به وجود » اوّل « است ، زيرا موجودات به ترتيب يكى بعد از ديگرى از او صادر مىشوند ، و او نسبت به سير مسافران به سوى او » آخر « است ، كه اين مسافران پيوسته از منزلى به منزلى بالا مىروند تا سرانجام به او برسند ، پس او » اوّل « است در وجود و » آخر « است در شهود ، و او » ظاهر « است نسبت به كسى كه او را با چراغى مىجويد كه در قلب خود با بصيرت درونى كه مىتواند در عالم ملكوت نفوذ كند برافروخته است ، و او » باطن « است نسبت به فروماندگان عالم محسوس كه مىخواهند او را با حواسّ ظاهرى دريابند » . و اين همان توحيد در فعل است براى سالكان ، كه وحدت فاعل را با چشم دل ديده‌اند و كلام ذرّات ملك و ملكوت را با گوش جان شنيده‌اند . و اين توحيد بستگى به ايمان به عالم ملكوت و توانائى مسافرت به آن و شنيدن سخن از اهل آن دارد . و كسى كه از اين عالم بيگانه است و استعداد وصول به آن را ندارد و او را توان پيمودن راهى كه ياد كرديم نيست ، براى مثل او شايسته است كه به توحيد اعتقادى كه در عالم ملك و شهادت يافت مىشود روى آورد ، يعنى با بعضى از دلائل به وحدت فاعل علم پيدا كند ، مثل اينكه براى او گفته شود : هر كسى مىداند كه يك خانه با دو رئيس و صاحب و يك شهر با دو امير و حاكم تباه مىشود ، پس عالم را خداوند و مدبّرى است يگانه و يكتا ، زيرا : « لَوْ كانَ فيهِما آلِهَة إِلا الله لَفَسَدَتا » 21 : 22 ( انبياء ، 22 ) « اگر در آسمان و زمين خدايانى جز اللَّه بود تباه مىشدند » . و اين استدلال مطابق است با آنچه در عالم محسوس ديده است ، و به اين ترتيب به قدر عقل و استعدادش نهال اعتقاد توحيد در دلش كاشته مىشود ، و پيغمبران مكلَّفند كه با مردم به اندازهء عقلشان سخن گويند . حق اين است كه اين توحيد اعتقادى اگر نيرومند باشد مىتواند ريشه و ستون توكَّل قرار گيرد . زيرا اعتقاد اگر قوى شد همان عمل مكاشفه را در