تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
قلم الهى گفت : » مگر آنچه را كه در عالم ملك و مادّه ديدى و از پاسخ قلم آدمى شنيدى كه چگونه به دست احاله كرد فراموش كردى ؟ پاسخ من هم مثل جواب اوست ، كه من مسخّر دست خداى تعالى هستم كه « يمين ملك » ناميده شده ، دربارهء من از او بپرس كه در قبضهء قدرت اويم و او مرا مىگرداند ، پس مقهور و مسخّرم . و فرقى بين قلم الهى و قلم آدمى در معناى تسخير نيست و فرق فقط ظاهرى و صورى است « . سائل گفت : » يمين ملك كيست ؟ « قلم گفت : » مگر سخن خداى تعالى را نشنيده اى : وَ السَّموات مَطوِيّاتٌ بِيَمينِه ؟ « 39 : 67 ( زمر ، 67 ) » و آسمانها به دست [ قدرت ] او به هم پيچيده است « . گفت : » چرا ، شنيده‌ام « . گفت : » و قلمها نيز در دست قدرت اوست و اوست كه آنها را مىگرداند « . پس سائل از نزد قلم به يمين سفر كرد ، تا او را ديد و دريافت كه شگفتيهاى او از شگفتيهاى قلم افزون است ، و ديد كه دستى است نه مانند ديگر دستها ، و انگشتانى نه مانند ديگر انگشتها . و چون ديد كه قلم در دست او در حركت است ، از سبب به حركت درآوردن قلم پرسيد . يمين پاسخ داد : » جواب من همان است كه از دست انسان در عالم شهادت ( محسوس ) شنيدى ، كه تورا به قدرت حواله كرد ، زيرا دست از خود حكمى ندارد ، بلكه محرّك او قدرت است « . پرسش كننده به عالم قدرت سفر كرد و در آنجا عجايبى ديد كه شگفتيهاى پيشين در نظرش حقير مىنمود ، از او دربارهء سبب به حركت درآوردن يمين پرسيد . قدرت گفت : » من صفتى براى قادر هستم از او بپرس ، كه پاسخ بر عهدهء موصوف است نه صفت « . در اين هنگام نزديك بود كه در دل سائل خلل پديد آيد و به جرأت و گستاخى
هامش
[ 1 ] يمين به معنى دست راست ، و دست كنايه از قدرت يا وسيلهء اعمال قدرت است .