تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و به ناتوانى براى مخالفت اعتراف نمود . و چون از اراده پرسيد ، گفت : « من به خودى خود برانگيخته نمىشوم ، بلكه به فرمان رسول قاهرى كه از حضرت قلب با زبان عقل بر من وارد مىشود براى به جنبش درآوردن برانگيخته مىشوم . و اين رسول علم است . پس سؤال از انگيزش من متوجّه عقل و قلب و علم است » . و چون از اين سه پرسش كرد ، « عقل » گفت : « من چراغى هستم كه افروختگى من از خودم نيست بلكه افروخته شده‌ام » . و « قلب » گفت : « اما من لوحى هستم كه خود باز نشده‌ام بلكه مرا گسترده‌اند » . و « علم » گفت : « امّا من نقشى هستم كه پس از روشن شدن چراغ عقل مرا بر لوح قلب منتقش ساخته‌اند ، و به خود نقش نبسته‌ام بلكه ديگرى مرا نقش بسته است . از آن قلمى بپرس كه مرا بعد از بر افروختن چراغ عقل بر لوح قلب نقش كرد » . [ 1 ] در اين موقع سائل سرگشته و متحيّر شد و گفت : « اين قلم و اين لوح و اين خط و اين چراغ كدام است ؟ كه من جز قلم نى و لوح آهنين يا چوبين [ 2 ] و خطَّى جز
هامش
[ 1 ] احمد نراقى ، فرزند مؤلف ، در كتاب » معراج السعادة ( ص 78 ) كه خلاصهء فارسى كتاب « جامع السعادات » با حذف و تغيير بسيارى از مطالب است ، دربارهء آنچه در اين فصل از كتاب « احياء علوم الدين » غزالى نقل شده مىنويسد : « . . . اين اسرار معانى چند هستند كه الفاظ ناسوتيه و حروف صوتيه طاقت تحمل آن را ندارد و نمىتوان به اين قالب درآورد . پس با كسى مىتوان گفت كه با زبان ملكوتى آشنا باشد و أبو حامد غزالى در اين مقام كلامى ذكر كرده و نسبت به بعضى عرفا داده و خلاصهء اين تقويت طريقهء اشاعره است و استناد جميع اشياء و افعال و اقوال و احوال به مبادى عاليه و اثبات مذهب جبريه است و والد ماجد حقير قدس سره در » جامع السعادات « آن را نقل كرده‌اند و در آخر آن اشاره فرموده‌اند كه اين كلام و امثال آن ناقص و قاصر و ثبوت نوع اختيارى از براى انسان در افعال و حركات خود بديهى و ظاهر است همچنانكه ضرورى شريعت مقدسه و نص آيات و اخبار كثيره است و أولى اعراض و سكوت از امثال اين كلمات و متابعت طريقهء شرع مستطاب است و چون چندان فايده اى بر نقل آن مترتب نبود بلكه ذكر آن موجب شبهات فاسده از براى كسانى كه در فهم رد آن قاصرند مىشد در اين كتاب متعرض نشديم » . [ 2 ] صفحه اى از آهن يا چوب كه در قديم براى تمرين خط بر آن مىنوشتند و مىشستند و باز مىنوشتند .