به امور دنيوى و اسباب معيشت و خيالات و خواطر مشوّش صرف نكند تا بتواند آينهء نفس را در جهت و محاذات عقل فعّال قرار دهد .
4 - تخليهء نفس از تعصّب و تقليد . و اين كار به منزلهء برداشتن پرده هاست .
5 - فراهم ساختن مقدّمات مناسب به ترتيب مخصوص و شرايط مقرّر براى حصول مطلوب ، كه به منزلهء قرار دادن آينه و ديده ور شدن در جهتى است كه صور در آنجاست .
و اگر اين اسبابى كه مانع از افاضهء حقايق يقينى به نفوس است وجود نمىداشت ، نفوس به همهء اشيائى كه در عقول فعّال مرتسم است عالم مىشدند ، زيرا هر نفسى چون امرى ربّانى و جوهرى ملكوتى است به حسب فطرت براى معرفت حقايق شايسته است ، و بنا بر اين از ديگر مخلوقات از قبيل آسمانها و زمين و كوهها ممتاز است ، و قابليّت حمل امانت خداوند [ 1 ] يعنى معرفت و توحيد را دارد . پس محروميّت نفس از معرفت حقايق اشياء به سبب يكى از اين موانع است . و سرور پيامبران صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به مانع تعصّب و تقليد با گفتار خود :
« كلّ مولود يولد على الفطرة حتّى يكون ابواه يهوّدانه و يمجّسانه و ينصّرانه » .
« هر مولودى بر فطرت [ الهى ] متولَّد مىشود تا اينكه پدر و مادرش او را يهودى يا مجوسى يا نصرانى مىكنند » ، و به مانع كدورتها و زنگارهاى معاصى با اين قول خود :
« لو لا أنّ الشّياطين يحومون على قلوب بنى آدم لنظروا إلى ملكوت السّماوات و الأرض » .
« اگر شياطين گرد قلوب بنى آدم نمىگشتند البتّه ملكوت آسمانها و زمين
هامش
[ 1 ] اشاره است به قول خداى تعالى :
» انّا عَرَضنا الأمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأرضِ وَالْجِبالِ فَابَيْنَ انْ يَحْمِلنَها وَأشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَها الإنسانُ إنّه كانَ ظَلُوما جَهُولا « 33 : 72 . ( احزاب ، 72 ) » ما آن امانت را به آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم از برداشتن آن ابا كردند و از آن ترسيدند و انسان آن را برداشت ، كه او ستمكار و نادان بود . «